جمعه 20 آذر 1388  11:24 ب.ظ    ویرایش: جمعه 20 آذر 1388 11:35 ب.ظ
نوع مطلب: طنز ها ،

مجید توکلی با لباس زنانه دستگیر شد ! آقایان البسه شخصی اصلا از سلیقه تان خوشم نیامد. چه لباسی بود که تن مجید بیچاره کرده بودید ؟ لااقل می گذاشتید ریش هایش را سه تیغ می کرد ! آخر کدام آدم عاقلی را دیده اید که بخواهد با لباس زنانه فرار کند و ته ریش بگذارد ! و از طرفی کجا فرار کند ؟ وقتی آمار تا هفت جد و آباء اش را پیش پیش در آورده اید.
حتما می خواهید بگویید یک دفعه ای پیش آمد ؟ مجیدی که روزهای زیادی را در انفرادی بوده از ترس بازداشت به سرش زد با لباس زنانه فرار کند . نیست که شما اصلا با زن ها کاری ندارید ! قبول، پس یک بانوی محجبه هم باید آن دور و برها می بود که لباس مجید تنش باشد دیگر ! لباس زنانه از آسمان نمی بارد که ! اگر هم مجید اینقدر وقت داشته که برود لباس زنانه بخرد و بپوشد ، اینقدر هم وقت داشته که فرار کند و برای فرار لباس زنانه نپوشد! حالا آن خانم کجاست ؟ البته معلوم است که می توانید یک آدم دیگر را بیاورید به همه نشان دهید آن هم با لباس مجید ، ولی مسلما آن آدم با حجاب بوده و با این حال حاضر شده برای فرار مجید لباس اش را با او عوض کند، می بینید؟ به همین سادگی معلوم می شود که حتی بین قشر مذهبی هم طرفدار ندارید. نگویید مجید به زور این کار را کرده که اگر کرده بود الان 20:30 خبرش را پاس می داد به خبر 21 و شبکه خبر 24 ساعت زیر نویسش می کرد از آن طرف هم تا یک هفته تیتر همه روزنامه های طرفدارتان همین بود .
حالا از این بحث بگذریم ، فعلا 63 درصد هم برای شما !
- مثل اینکه جدیدا دانشگاه ها ورودی 16 آذر هم می گیرند ! رشته گرامی داشت روز دانشجو با گرایش بسیج . ما که بخیل نیستیم ، خودمان هم حاصل بپذیرش بی حد و حساب دانشگاه ها در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژادیم ، البته دلیل نمی شود که ما را دانشجو حساب نکنید ! ما هم حق داشتیم وارد سالن شویم ، مثل ورودی های 16 آذر ،ولی نشدیم ، یعنی نگذاشتند ، عکس های یادگاری اشان را هم انداختند،ولی الحق و الانصاف حرکتتان از همتایانتان در سر در پنجاه تومنی متمدنانه تر بود. "این حرکت خوبی است !"
فکر کرده بودند مردم از پشت پرده های 3 متری که جلوی دانشگاه کشیده بودند حقیقت را نمی بینند .چه طنزی از این بالاتر !
- نمی دانم این معاونت فرهنگی دانشگاه چرا احساس شورای صنفی بودن کرده است،یا شاید هم نهاد دیگری احساس شورای صنفی بودن پیدا کرده که با معاونت فرهنگی در میان گذاشته که برگزاری مراسم گرامی داشت روز دانشجو را از نهاد های دانشجویی می گیرد و خودش یک تنه و البته تنهایی ! برنامه گرامی داشت اجرا می کند ؟به آن دسته از معاونین محترم که نمی دانند معاون کجا هستند اعلام می داریم که اینجا دانشگاه است.
- رئیس محترم دانشگاه هم گویا اصلا علاقه ای به دانشگاه ندارد ، شاید به دانشجو ها حساسیت دارد که سعی می کند اینقدر از دانشجو ها دور بماند . به هر حال تا آنجا که من اطلاع دارم ایشان تا به حال به دعوت هیج نهاد دانشجویی پاسخی نداده اند.
- سورنا هاشمی ، علیرضا فیروزی و بهرام واحدی در پرونده ای که در دادگاه با شکایت جناب آقای دکتر مددی برایشان باز شده بود به ترتیب به 1.5 و 1.5 و 1 سال زندان محکوم شده اند . البته گویا آقای مددی به وکیلشان قول داده که رضایت بدهد ، خداوند در بهشت با هرکسی که خواست محشورش کند !
- گویا آقای احمدی نژاد در اصفهان گفته اند که مدرک دارند که آمریکایی ها می خواهند جلوی ظهور امام زمان را بگیرند. یک تکه ای از کتاب های دینی یادم آمد که می گفت "تعیین کنندگان وقت دروغ گویند"... یادش بخیر! حالا گویا دوست خوب همه ما وقتش را که می دانند که هیچ ، حتی می دانند کسانی دارند تلاش می کنند که این اتفاق نیفتد .
- خدا علی کردان را بیامرزد ! با این که جان به جان آفرین تسلیم کرد ، ولی دم مرگش هم با آن وصیت نامه اش اصرار داشت که مدرکش واقعی است . آدم دورغ بگوید بدینسان !
- وقتی وارد سالن الغدیر شدیم و یار دبستانی خواندیم ، متوجه نکته ای شدم ،اگر دقت کرده باشید "یار دبستانی من" انتها ندارد.

پی نوشت :
1 - این مطلب برای چاپ در نشریه دانشگاه ارسال خواهد شد .
2 - اندرز گویان عزیز ، لطفا خونسردی خود را حفظ کنید .
3 - سورنا هاشمی آزاد شد و حکمش یک سال و نیم بیشتر شد!
4 - من بی تو ، تو بی تا !

   


نظرات()   
سه شنبه 10 آذر 1388  07:24 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 25 آذر 1388 08:56 ب.ظ
نوع مطلب: طنز ها ،

گویا جناب آقای مهندس (کاغذ پاره است) ضرغامی ، ریاست محترم صدا و سیمای ملت غیور طی یک اظهار نظر انقلابی اعلام فرموده اند :

با توجه به اقدام انقلابی مهندس ضرغامی و در راستای حمایت از تمامی اصناف کشور، طی یک طرح جامع هدف مند ، نظر اقشار مختلف جامعه در مورد زنان را جویا شدیم که برای اجرایی شدن هرچه سریع تر و بدون بررسی بیشتر، خدمت هیئت محترم دولت خدمت گزار ارائه می گردد :
نظرات به ترتیب نزدیکی به محل زندگی شخص مصاحبه کننده :
بقال ( فروشنده خوار و بار) :
زنان نباید برای خرید به خوار و بار فروشی بیایند و اگر به اضطرار مجبور به خرید شوند ، مبلغ کالای خریداری شده را نقد بپردازند، زیرا دین مالی یک زن به مرد خوب نیست قباحت دارد و باعث ترویج فساد و فحشا می شود .

نجار :
زنان برای مراجعه به نجار نیاز با اذن شوهر و تمامی جد و آباء شان دارند ، زنان نباید سفارش کار بدهند ، چون این کار باعث ایجاد نوعی هم حسی می شود که ممکن است تحریک کننده باشد .
قصاب:
دیدن گوشت برای زنان خوب نیست (دلیلش هم به شما مربوط نیست)، در مواقع اضطراری برای خرید از قصابی ابتدا ضیغه محرمیت جاری شود یا اگر زن محصنه است ، شوهرش باید برای خرید اقدام کند یا رضایت نامه کتبی از شوهرش بگیرد با مهر دادگاه و قاضی کشیک به همراه باطل کردن تمبر به مبلغ %5 مبلغ کل خرید.
راننده تاکسی:
زنان باید طوری وارد تاکسی شوند که توجه راننده را جلب نکنند ،طوری که مثلا راننده نگوید زنی وارد تاکسی ام شده است. چون فضای کوچک و بسته ممکن است موجب به حرام افتادن شود . زنان نباید موقع پرداخت کرایه حرف بزنند و باید کرایه شان را به سمت راننده پرت کنند . در صورتی که مردی کنار زنی در تاکسی بنشیند باید تا آخرین لحظه حضور زن در تاکسی هر دو دست هاشان را طوری بالا نگه دارند که راننده از آینه ببیند . اگر زنی روی صندلی جلو نشست ، راننده تاکسی تا پیاده شدن زن باید هر دو دستش را طوری بلند کند که همه مسافران ببینند.
پزشک :
زنان باید تنها نزد پزشک زن بروند ، تنها وقتی ترس از مرگ بیمار یا قطع عضو است دکتر پزشک با اجازه کتبی پدر ، شوهر(اگر محصنه است) ، عمو ، پسر عمو ، پسر دایی ، برادر و جد پدری می تواند ویزیت کند ، اگر هر کدام از افراد ذکر شده به هر دلیل ( اعم از مرگ یا عدم وجود از همان ابتدا) قادر به امضا نباشند ، باید یک نماینده از دادستانی شهر مربوطه با اجازه دادگاه رضایت دهد.
کلید ساز:
چه معنا دارد زن کلید بخواهد ؟ اذن ورود و خروج زن از خانه به عهده ولی اوست.
بیکار :
خیلی خوب است فقط وقتش را بیشتر کنید.
مرکز فروش فیلم و نرم افزار:
بهتر است زن برای حفظ عفت عمومی و حراست از کانون خانواده ، نام فیلم هایی که ممکن است موجب ارتباط صمیمی تر شود را تغییر دهد ، برای مثال به جای درباره الی بگوید : درباره نادر . یا به جای وقتی همه خوابیم بگوید : "وقتی گشت ارشاد بیدار است" یا به جای "دو زن " بگوید : "دو دلاور" ، یا به جای "دیو و دلبر" از "دیو و رستم" استفاده کند.

پی نوشت:
1 – قضیه ما قضیه در گوشه ابوعطا خواندن قورباغه است ، توی یک رود که آبش سر بالا می رود !
3 – اندرز گو،جنبه داشته باش!

   


نظرات()   
پنجشنبه 28 آبان 1388  08:03 ب.ظ    ویرایش: پنجشنبه 28 آبان 1388 09:06 ب.ظ
نوع مطلب: طنز ها ،

  در قسمت قبل دیدید كه لنگه كفش مذكور چگونه به ارتباطش با محافل صهیونیستی اعتراف كرد و همچنین از اصل و نسب این عامل مزدور باخبر شدید ، لازم دیدیم كه ابتدا كمی با فردریش نایك كه یك سرمایه دار بزرگ یهودی است آشنا بشید كه بدانید این لنگه كفش،خود قربانی توطئه ای شوم بوده و از همان ابتدای كودكی تحت تعلیم آموزه های صهیونیستی قرار داشته است.
فردریش نایك ، پدر رسانه ای صهیونیزم ، فردی بود كه برای اولین با دادن مبلغ های كلان خودش رو به ستارگان خود فروخته ای همچون دیود بكهام و رونالدینیو پوشاند و به این صورت بود كه شهرت بدست آورد ،تا اون را برای اهداف شومش به كار بگیره.
البته نایك خود عضو دون پایه ای از لابی صهیونیستی بود ،‌ افرادی مثل دیوید پپسی ، نیكلای نستله و حتی یوهان اینتل چهره های شاخص این لابی قدرت صهیونیزم هستن ، نظریه پرداز این گروه كسی نیست جز فیلیپ موریس ، كه در واقع پایه گذار صهیونیزم كالا مدار و ارائه دهنده فرهنگ سرطان در بین جوامع جهان سوم است .
حال می پردازیم به بقیه اعترافات :
-    خب خوش میگذره ؟
-    بله ، البته آنجا اش كه من را به زور پای آن مانكن كه شماره پایش چهار شماره از من بیشتر بود كردید ، یك خورده درد داشت.
-    به هر حال اینها همش برای خودته ،‌می دونی كه هادی جان ما بهت علاقه داریم ...
-    بله می دونم ، من فقط برای خالی نبودن عریضه گفتم .
-    خب ، میگفتی ، داشتی می دویدی ...
-    بله داشتیم می دویدیم كه همسرم محبتش به جوش آمد و آمد طرف من ، آن جا بود كه صاحبمان پخش شد روی زمین و من دیگر یادم نمی آید چه شد ، وقتی چشمانم را باز كردم وسط خیابان تنها بودم. از دور دیدم چند نفر ریخته بودند سر صاحبم. گمان كنم آمده بودند ببینند احیانا صدمه ندیده باشد ،‌خلاصه بعد ها فهمیدم در اثر همین اتفاق دچار مننژیت شده و فوت كرده است .
-    خدا از سر گناهان همه بنده های گناهكارش بگذرد ، خب می گفتی :
-    بله ،‌من ماندم تنها وسط خیابان شلوغ ، سریعا خودم را به باجه تلفن عمومی رساندم و از بالا سری ام كسب تكلیف كردم،‌گفتند فعلا برو یك جایی مخفی شو تا بعدا كه توسط رابطمان باهات تماس می گیریم. اسم رمزمان هم شد
" تقلب "،‌قرار شد هر روز راس ساعت 12 بروم پارك لاله منتظر باشم تا ساعت یك بعد از نیمه شب تا بلكه رابط بیاید .
-    خب ،‌ رابط كی آمد ؟
-    یك روز قبل از حمله به آقای صفار .
-    تا اون موقع چه كار می كردی؟
-    پراكنده در اغتشاشات شركت می كردم ، خودم را پرت می كردم طرف شیشه مغازه ها و بانك ها ، به مردم یواشكی تیپا می زدم كه به هم دعوا كنن ، كفش های دیگه به خصوص خانم ها رو اغفال می كردم به هر حال آدیداس بودم .
-    رابط كه بود ؟
-    وقتی آمد باورم نمی شد،ولی وقتی اسم رمز را گفت مطمئن شدم كه خودش است ، آقای "م.م"
-    بله می دونستیم ، خواستم ببینم راست می گیی یا نه .
-    خب نه الکی گفتم آقای " م.ك  " بود ،‌ ها ها ها ...
-    سروان ،‌ ایشون رو ببر بده دست فری شلیك ، یک دست گل كوچیك بزنید حالش جا بیاد .
-    بابا چرا بی جنبه بازی در میاری ، شوخی كردم ،‌آقا اشتباه كردم ، ببخشید ...
-    مگه من باباتم باهام شوخی می كنی ؟
-    ببخشید ، غلط كردم .
-    باقیش رو بگو .
-    بله ، ایشون اومد به من گفت ماموریت اینه كه بری دانشگاه ... و منتظر بمونی ،‌هروقت آقای صفار اومد خودت رو پرت كن طرفش،ما هم از این طرف قضیه رو تو بوق و كرنا می كنیم ، من رفتم اونجا و بقیه اش رو هم كه مستحضرید.
-    بله میدونم ، اینجا رو لقد كن ، و اینجا رو ، و این صحفه رو . خب ،پروندت میره دادگاه،بعدشم از بند آویزونت می کنن تا بمیری تا اون موقع بندازیدش تو قوطی جفتی ، با اون كفش ملی قاتل كه خودش رو كرده بود تو حلق صاحبش،بندهاشون رو هم ببند به هم ...

پینوشت ها :

1 - قسمت اول اعترافات یک لنگه کفش را میتوانید اینجا بخوانید.
2 - بازجویان محترم ، بنده هر وقت که شما امر کنید توجیه هستم !
3 - دوستان عزیز ، این مطلب برای نشر در نشریه دانشگاه ارسال شده است ،
استفاده از مطلب تنها با ذکر نام منبع + لینک مربوطه بلامانع است.

4 - و اما پس از چندین ماه فعالیت در سرویس بلاگفا حال به دلیل مشکلات فراوان مجبور به ترک بلاگفا و ورود به میهن بلاگ شدم. تمامی مطالب وبلاگ بلاگفا به اینجا انتقال یافته و دامین به این وبلاگ وصل خواهد شد.
از تمامی دوستانی که در وبلاگ قبل نظر داده بودند تشکر می کنم و بابت این که نتوانستم نظرات را منتقل کنم معذرت خواهی می کنم.

   


نظرات()   
پنجشنبه 28 آبان 1388  07:55 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: طنز ها ،

اشتباه نكنید ! مطلبی كه در حال خواندش هستید هیچ ربطی به احمدی نژاد ندارد . البته اگر هم پیدا كرد تقصیر خودش است !

قضیه مربوط میشود به یك خبر ، پرتاب لنگه كفش به سمت صفار هرندی ،‌وزیر ارشاد معزول دولت نهم ، گویا یك لنگه كفش داشته دنبال آن یكی لنگه اش میگشته كه به سر راه آقای صفار قرار گرفته ، آقای قبلا وزیر هم با توجه به سابقه اش كفش را دستگیر كرده و تحویل مراجع قضایی داده است . البته این خلاصه این كه شنیدید به نقل از یك سایت وابسته به محافل معلوم الحال و بنیاد سوروس بود . این عامل بیگانه ،‌پس از همنشینی با بازجوهای عزیز كه ذكر خیرشان ورد زبان همه بازداشتیان جریانات پس از انتخابات است در طی یك اتفاق رایج كه قبلا برای برادر حجاریان هم افتاده ، به حرف آمده است و نطقش باز شده و الان از من و شما بهتر حرف میزند ، اعتراف نامه ای نوشته كه با هم میخوانیم.

- نام و نام خانوادگی ؟

- هادی داس آبادی هستم ملقب به آدیداس

- نام پدر ؟

- فردریش نایك

- شما در وقایع بعد از انتخابات دستگیر شدی ، خودت مثل آدم بگو از كجا پیدات شد :

- من در داس آباد ویتانم بدنیا اومدم ولی چون خانواده ام فقیر بود من را فروختند به یك آقایی كه بعد ها فهمیدم نامش سیروس یونسی است كه در اسرائیل ،‌آخ... فلسطین اشغالی جورج سوروس صدایش میكردند. آن آقا من رو با خودش برد به هرجا كه شما بگین و اونجا من رو استحاله كرد و دوره های خرابكاری رو همون جا گذروندم ، یك سال هم دوره خربكاری مخصوص وقایع بعد از انتخابات دهم رو دیدم .

- دقیقا چه سالی بود ؟

- سال 2000 میلادی بود .

- ادامه بده :

- بله ،‌ حدود اسفند ماه بود كه من رو بردند پیش یك آقایی كه ‌علی آقا صدایش میكردیم  و میگفتند مربی است ، بهش گفتند كه من هلندی هستم و من را ببرد برای فروش ، آن بنده خدا هم خبر نداشت قضیه از چه قرار است ، به این ترتیب بود كه آمدیم ایران ، استوك دار هامان را بردند برای تیم ملی ،‌ما را بردند توی یك فروشگاهی در تهران .

- چند روز آنجا بودی ؟

- حدود چهار ماه ، آنجا تمرینات آمادگی میكردیم .

- بعد چه شد ؟

- یك خانوم جوانی آمد ما را خرید و گذاشته شدیم داخل یك قوطی ، من چون خیلی از قوطی میترسیدم از هوش رفتم و وقتی به هوش آدم در پای یك آقا پسری بودم ، آنجا فهمیدم كه همسری كه سازمان برایم انتخاب كرده بود كیست .

- چه شد كه از تیم جدا شدی ؟

- یك روز صاحب مان آمد ما را پوشید و برد در یك جایی كه حدود 6 میلیون كفش دیگر بودند.تازه آنجا بود كه عمق عملیات سازمان را فهمیدم .

- نفهمیدی كجا بود ؟

- با توجه به كلاس های آسفالت شناسی كه برامان گذاشته بودند ، باید حدود خیابان آزادی میبود.

- پس در تظاهرات هم شركت كرده ای ؟

- بله ،‌البته ما كه بازیچه دست سازمان بودیم ،‌الان كه بیشتر وقت فكر كردن پیدا كرده ام میفهمم كه چقدر اشتباه كرده ام ، آخر این جا برای ما مثل نقاهت گاه بود .
البته اضافه كنم كه ما تمرین پهن شدن در خیابان ندیده بودیم ، ربطی به رسته ما نداشت .

- خواهش میكنم ، خب میگفتی داش هادی ...

- آره دیگر ، جانم برایت بگوید كه ناگهان چندین صدای ناهنجار متوالی به گوشم رسید و صاحبمان دوید ، فكر كنم شكم روش پیدا كرده بود وگرنه من كه جز مهر ورزی هیچ ندیدم .سرت را درد نیاورم آنقدر دویدیم كه كفم سابیده شد ، راستی میخواستم بابت این قضیه از صاحبم شكایت كنم ، همچنین خواستار دستگیری سران اغتشاشات هستم .

- خب برای جلسه اول بس است ، سروان بگذاریدش تو قوطی انفرادی .

پینوشت :
۱ - این مطلب در نشریه "فردای روشن" در دانشگاه منتشر خواهد شد .

   


نظرات()   
پنجشنبه 28 آبان 1388  07:49 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: طنز ها ،

با توجه به این که آقای احمدی نژاد فرموده اند که حداقل 100 کشور دنیا از ما الگوی مدیریتی درخواست کرده اند و از آنجایی که ما از آقای احمدی نژاد خیلی جهان دوست تر هستیم ، بر آن شدیم که الگوی مدیریتی ایشان را برای راحتی هرچه بیشتر همه کشور های جهان و ملت شهید پرور این کره خاکی و همچنین نواختن مشت محکمی به دهان استکبار جهانی ، بین سیاره ای به صورت یک برنامه خلاصه چکیده تبیین کرده و در اختیار آزادگان جهان قرار دهیم .باشد که اسباب گسترش عدالت و مهرورزی در تمامی دنیا به صورت رایگان و با خدمات و تسهیلات قبل ، حین و پس از فروش فراهم گردد.
خلاصه الگوی مدیریتی به تفکیک وزارت خانه ها و قوای تابعه دولت!

وزارت بهداشت و درمان :
این وزارت خانه زیر نظر وزارت کشاورزی قرار دارد ! معمولا وزیر بهداشت از میان میوه های درجه یک و صادراتی انتخاب میشود ، وزیرهای این وزارت خانه در بیشتر مواقع چیز دیگری هستند. حوزه مدیریتی این وزارت خانه نظارت بر کارخانه های مواد غذایی و صدور مجوز فوت است . تعیین علت مرگ در حوزه اختیارات این وزارت خانه نیست و در حیطه اختیارات انحصاری رئیس سازمان زندان هاست . همچنین این وزارت خانه دکتر ها را شمرده و شماره گذاری میکند که گم نشوند.ولی هیچ گونه مسولیتی درباره سلامتی هیچ فردی به عهده این وزارت خانه نیست . از نهاد های دیگر این وزرات میتوان به سازمان دامپزشكی و مراكز تزریقات و تعداد محدودی سرد خانه اشاره كرد.

وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات:
این وزارت خانه زیر نظر وزارت اطلاعات است .در اصل وزارت مبارزه با ارتباطات و فناوری اطلاعات (حذف به قرینه معنوی) نهادی كه شركت های خصوصی ارتباطات را محدود میكند و هدف اصلی آن قطع ارتباطات ایران با دیگر كشور های دنیا میباشد.
این وزارت خانه متولی قطع سیستم پیامك در زمان انتخابات و ردیابی عوامل اغتشاشات و فیلتر كردن عوامل مسئله دار میباشد ،در آمد اصلی این وزارت خانه سیستم پیامك است . برخی از اوقات این وزرات خانه نقش حمایت از رسم الخط فارسی را برعهده میگیرد و از این طریق در آمد زایی مینماید. سازمانی به نام ازتباطات زیرساخت زیر مجموعه این وزارت خانه است كه عملكرد آن هنوز مشخص نیست.
یكی از وظایف دیگر این وزارت خانه دریافت وجه در قبال معدوم كردن مرسولات پستی مراجعان است .

وزارت امور اقتصادی و دارایی:
وزارت تمبریه ، متشكل از یك وزیر و یك شماره حساب برای واریز پول در قبال باطل كردن تمبر های دولتی است . وزیر این وزارت خانه معمولا دارای چندین شغل دیگر از جمله بقالی و حمایت از كاندیداهای خاص در شورای نگهبان است.
یكی از شایعات در مورد این وزارت خانه گفته میشود این است كه از كسب و كار های آزاد مالیات دریافت میكند ،این ادعا همواره از سوی این وزارت خانه تكذیب میشود.

وزارت امور خارجه  :
به طور كلی مامور ابلاغ نامه های رئیس جمهور به امت قهرمان و مقامات استكبار و تبیین آرزوهای دولت برای كل دنیا است . وزارت تكذیبیه.
یكی از مسولیت های این وزارت خانه فرستادن سفیر جهت احضار توسط دولت های مستكبر و سازماندهی امور حج و زیارت است. بخشیدن خاك و آب و منابع كشور و چانه زنی برای باز شدن مرز عتبات عالیات یكی دیگر از وظایف این وزارت خانه است. تحویل ملوان ها همراه با فرش و كت و شلوار و گز اعلا به دولت متبوعه ، شركت در مراسم ختم عماد مقنیه و برگزاری مراسم ضیافت در سفارتخانه ها از وظایف دیگر این نهاد است. شعبه چریكی این وزارت خانه با نام تجاری "قدس" شناخته میشود.

وزارت آموزش و پرورش :
وزارت سنبلیه ، این وزارت تحت نظارت هیچ نهادی نیست و مدیریت مشخصی ندارد ، رمز موفقیت این وزارت خانه هم در همین است.
نام علمی این وزارت "انجمن صنفی مكتب های ایران (اصما)" است. تحقیقات علمی نشان داده كه حس زنان در اداره این وزارت خانه بهتر است.
وظیفه اصلی این وزارت خانه تخریب قدرت استدلال ،عقل و تا حد امكان جسم كودكان و نوجوانان است . البته جدیدا وظیفه كنترل جمعیت جوانان از طریق برگزاری اردو و تصادف های جاده ای درحین اجرای این برنامه هم به این وزارت محول شده است . كنترل بازار مواد مخدر و تامین مشتری های احتمالی برای این بازار نیز به عهده این وزارت است .

وزارت بازرگانی :
 وزارتی كه مسئول واردات ، چاپ برگه كپن و از بین بردن صنایع داخلی است . این وزارت خانه در طول تاریخ با كارخانه های قند و شكر و شالی كاران خصومت داشته است . وظیفه دیگر این وزارت خانه تنظیم بازار به نحوی است كه نرخ تورم از 25 درصد پایین تر نباشد.
از آنجایی كه معمولا این وزرات خانه با چهره های مشهور و مقامات و فك و فامیل آن ها سر كار دارد به وزارت امور حضرات وآقازادگان معروف است.

وزارت تعاون :
این وزارت هیچ نفشی در هیچ جا ندارد و تنها برای این تاسیس شده است كه نامش به خاطر یك اشتباه تایپی در قانون اساسی آمده است. وزرای این وزارت خانه اكثرا یا به مجلس معرفی نمیشوند و یا اصولا وجود خارجی ندارند ، وزرات ارواح

وزارت جهاد کشاورزی :
این وزارت خانه مسول فروش تراكتور و كمباین و گاو آهن و كود است. یكی از وظایف اصلی این وزارت خانه جلوگیری از خود كفایی در محصولات كشاورزی است كه این كار را برای حمایت از وزارت بازرگانی انجام میدهد .

وزارت دادگستری :
وزارتی كه داد مردم را در بیاورد ، گسترنده داد .

وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح :
مدل مدیریتی این وزارت خانه سری است ، فقط بدانید كه وزیرش در دوره بعد وزیر كشور میشود. نماینده سپاه پاسداران در دولت .

وزارت راه و ترابری :
وظیفه اصلی این وزارت خانه كنترل جمعیت كشور از طریق سوانح جاده ای ، ریلی و هوایی است . وزیر این وزارت خانه باید از بین استادان رئیس جمهور انتخاب شود. این وزارت به دلایل نامشخصی مسولیتی در مقابل حوادث،كیفیت راه ها و ... ندارد .
یكی دیگر از ویژگی های این وزارت این است كه وزیرش تا زمان رای اعتماد شب ها به فرودگاه ها رفته و همه مدیران زیر دست را توبیخ میكند و پس از گرفتن رای اعتماد در مقابل 8 سانحه هوایی در یك ماه به هیچ كس پاسخگو نیست .

وزارت صنایع و معادن :
نام دیگر این وزارت "ایران خودرو – سایپا " است . وظیفه این وزارت خانه همكاری با وزارت راه و وزارت بازرگانی به منظور نیل به اهداف عالیه است . یكی از وظایف مهم دیگر این وزارت خانه از بین بردن صنایع و معادن باقی مانده از حملات دو وزارت خانه مذكور است . وزرات پشتیبانی نیرو های غیر مسلح

وزارت علوم تحقیقات و فناوری:
وزارت ستاره ، وزارتی زیر مجموعه مستقیم وزارت اطلاعات ، وزارتی كه شبیه "اصما" عمل میكند با این تفاوت كه وظیفه شناسایی عناصر مسئله دار و معرفی آن ها به نهاد های امنیتی را داراست . وزارت محرومیت تحصیلی ،وزارت نظارت بر بر اندازان ، وزارت شر ، در سال های پیش تلاش های زیادی برای از بین بردن این وزارت توسط شورای انقلاب فرهنگی صورت گرفت كه متاسفانه به دلیل نیاز مبرم جامعه به انواع خس و خاشاك و برانداز ناكام ماند.

وزارت فرهنگ و ارشاد :
استعداد كور كن ، وزارت فله ایه ، نهادی كه مامور مخالفت با همه چیزهای جدید است ، وزراتی كه وزیرانش پس از استعفا حلالیت میطلبند و قبلش حریف . وزرات توقیف روزنامه ، وزارت امور قبیحه نیز میگویند.

وزارت کار و امور اجتماعی :
وزارتی كه تاسیس شده تا بیكاران را بشمارد تا حسابشان از دستش در نرود . وزارت بیكار ، نهادی كه وزیرش از همه بیكار تر است .

وزارت کشور :
وزارت انتصابیه، وزارتی كه كلا كارش برگزاری انتخابات و سپس برقراری انتصابات است .وزارت داخله ، افسانه هایی در مورد نظارت این وزارت به نیروهای انتظامی وجود دارد. مستحب است كه وزیران این وزارت خانه مدرك دكترای فوق دیپلم از دانشگاه آكسفورد بگیرند و یا میلیاردر نفتی باشند.

وزارت نفت:
خر تو خر ، وزارت جزیره ؛ منبع اصلی در آمد كشور كه نباید هیچ آماری از درآمدش منتشر شود ، مهم ترین وزارت دولت ، وزارتی كه نفت ملت را میفروشد و به ازای پول حاصله برایشان باتوم و گاز اشك آور میخرد. تنها وزارتی كه همه مدیرانش مایه دار میشوند ؛ وزارت پول

وزارت نیرو :
وزارتی كه مسول ساخت نیروگاه بود ولی چون موفق نشد سعی در كم كردن مشتركین دارد ، مرتبط ترین وزارت به ورزش و تربیت بدنی كه وزیرش باید حتما قبلا رئیس سازمان تربیت بدنی باشد. توجیه دلیل قطعی خطوط برق به عهده این وزارت بود .جدیدا قطع برق به عهده این وزارت است.

وزارت رفاه و تامین اجتماعی:
وزارت چیزی است كه هنوز وجود ندارد ، در انتظار خدمت .

وزارت مسکن و شهرسازی :
وزراتی كه قبلا مسكن میساخت و همیشه عقب بود ،الان نشسته و توهم مسكن دار شدن همه را میزند و در این امر از همه مردم جلو تر است.

وزارت اطلاعات:
وزارت غیبیه ، برخی اوقات دست غیب ، برخی وقت ها تیر غیب ، برخی اوقات هم واجبی غیب ، یكی از خواص فیزیكی این وزارت خانه خاصیت غیبب شدن افرادی است كه زیاد به پر و پایش بپیچند بنبراین از دادن توضیحات بیشتر معذوریم.

پی نوشت ها :

1 - استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است .
2 - این نوشته توسط یک ملت با تجربه اجرا میشود ، Don't try at home !
3 - اندرزگویان عزیز ، بنده کماکان توجیه هستم !

   


نظرات()   
پنجشنبه 28 آبان 1388  07:44 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: طنز ها ،

اگر از هواپیماهایی كه در بالای سر ما در حال معلق های  قبل از سقوط هستند و وزیر راهی كه در كل عذرخواهی را از همان بچگی هایش یاد نگرفته است و وزیر علومی كه خودش را نابغه قرن ریاضی میداند و كمپ كهریزك و منفی 4 بگذریم(!) به نكته جالبی در خبر ها برمیخوریم كه همانا "متفرق كردن تماشاگران با استفاده از گاز اشك آور توسط پلیس است!"
گویا این نیروی بسیار قشنگ و خوشتیب ، روزهای بعد از 22 خرداد زیر دندانش مزه كرده و از كه و كوه و سرفه و ناله مردم بعد از گاز خوردن خیلی خوششان آمده است .
اگر همین طوری بگذرد میترسم برای اعلام پایان كنكور هم از گاز اشك آور استفاده كنند! حالا برادر من خوشت آمده مردم مثل آفتابه از چشمشان آب می ریزد و رویم به دیوار بالا می آورند ، دلیل نمیشود كه هروقت بیكار میشوی ضامن نارنجك اشك آور را بكشی كه ! بنده خداها آمده اند فوتبال ببینند، هرچقدر هم كه بالای 18 سال حرف بزنند دیگر گاز اشك آور لازم ندارد كه آرامشان كنی !
عزیز من !
كم در روزهای عزاداری با نوحه و تعزیه به طور اخص و در روزهای عادی با گرانی و گشت های ارشاد  به طور اعم گریه این جماعت را در میاوری كه حالا پایت را كردی تو یك كفش كه باید جلو چشمت اشك بریزند ؟
برادر لش* !
لا اقل جنس درست و حسابی بخر! مرد حسابی چشم است  موی زائد بدن كه نیست كه سر و كارش با واجبی باشد!
كدام آدم سالمی برای چشم به جنس چینی و روسی اعتماد میكند كه تو میكنی ؟
اصلا چشم ما به جهنم ، فكر كن گاز ول بدهی و هیچكس به جاییش برنخورد تازه آنجا بفهمی جنس ات بنجل است ، آن موقع میخواهی جواب ملت را با چه بدهی ؟ لبخند ملیح ؟
عدالت محور گرامی !
گاز اشك آور بی عدالتی است به جان خودم ! تو می اندازی ، بد بیراه آن همه ملت چشم و چال در آمده را مادر خواهرت میخورند ، كجایش عدالت است؟ اگر عادلی مثل مرد بایست و فحش بده، به قول اصفهانی ها تو اینور جو و من آنورش ، فحش بده و فحش بستون ...
عزیز جان!
مطمئن ام گازهایت از لحاظ بهداشتی مشكل دارد، چون وقتی ملت را بعد از گاز خوردن میگیرند  و میبرند بازداشت گاه ؛ بعدش مرده شان را به علت مننژیت و با فك خرد شده تحویل میدهند ، یك حساب سر انگشتی كه بكنی میبینی این وسط  اوضاع گل و بلبل است ، كسی هم كه از گل كمتر نمیشنود و نمیبیند شاید هم نمیخورد! بازجو ها هم كه الحمد الله به خوبی و خوشی خون كه میبینند غش میكنند حالا خرد شدن فك را میتوان به حساب سهل انگاری خود میت گذاشت، تنها راهی كه ممكن است این بخت برگشته ها مننژیت بگیرند این است كه از گازهای تو بگیرند دیگر !

* - لش مخفف " لباس شخصی" است
پ.ن 1 : من نه قصد خودكشی  دارم نه با كسی دشمنی !
پ.ن 2 : من در كوچه خلوت زندگی میكنم كه طبق قوانین طبیعی درآن نمیكشند!
پ.ن 3 : اندرزگویان عزیز در اندرزگاه های اوین ، بنده توجیه هستم ، مساله حل شد! ممنون!
پ.ن ۴ :" خدای عزیز :آتش فشان ها خیلی محشرند . اما تو باید  یاد بگیری عصبانیت خودت را کنترل کنی.ویکتور  ۱۱ ساله!"

   


نظرات()   
پنجشنبه 28 آبان 1388  07:39 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: طنز ها ،

رئیس جمهور محمود احمدی نژاد :
 اقتصاد ایران به شدت پیشرفته شده است و به تازگی تورم از مرز یک میلیون درصد گذشته ، معاونت تهمت ریاست جمهوری به تازگی تاسیس شده است .مذاکرات گسترده ای برای بر قراری روابط اقتصادی با دیگر کشورهای پیشرفته از جمله جزایر گالاپاگوس در جریان است ، یک سوم مردم ایران از فرط عزت وغرور حاضر به خوردن غذا نیستند و به علت عزت گرفتگی در خطر مرگ قرار دارند .
دانشگاه ها در آزادی کامل بسر میبرند و البته شایان ذکر است که طبق آخرین اخبار آخرین باز مانده از نسل براندازان (دانشجویان سابق) ماه پیش در اثر بی مبالاتی خودش در اوین درگذشت!
طرح تاکسی های ارشاد به تازگی شروع شده که طی آن  افراد با سوار شدن به تاکسی به صورت جمعی ارشاد میشوند. برای تلفات احتمالی نیز مکانی در صندوق عقب در نظر گرفته شده است .
دولت به تازگی اعلام کرده که جواب نامه ای که سال پیش به سران مریخ فرستاده بود را دریافت کرده است .
وزارت های زیر منحل شده اند :
آموزش عالی : انقراض نسل قشر مربوطه !
اقتصاد و دارایی : عدم وجود بودجه کافی برای اداره وزارت
فرهنگ : ادغام با سازمان جنگل ها و مراتع
آموزش و پرورش : بدون دلیل!

رئیس جمهور میرحسین موسوی :
 اوضاع چیز است ، یعنی بهتر از زمان آقایان است . شاید هم نیست، اگر بر من ثابت شود که نیست سعی میکنم باشد ، تورم بالا نیست ، اگر هم بالاست تقصیر ما نیست ، یعنی در وضع مطلوبی به سر میبریم ، مردم ایران هنوزهم شان اشان بالاتر از این است که صدقه بگیرند و این خیلی خوب است . دانشگاه ها آزادی دارند و دانشجویان به تازگی مچ بندهایشان را باز کرده و در حال انتقاد هستند و البته کسی هم باهاشان کاری ندارد و کسی هم گوشی برای شنیدنشان !  گشت های ارشاد جمع شده اند ولی حضور معنوی دارند و مردم را ارشاد میکنند و البته مردم جدی بازداشت میشوند!
میرحسین خیلی ناراحت میشود و زهرا خانوم هی دلداریش میدهد.

رئیس جمهور مهدی کروبی :
 ممکلت تقریبا روی روال میچرخد ، تورم در حال مهار شدن است ، گفته میشود جام زهری برای نوشیدن شیخ در حال آماده شدن است، قادود (همان قانون) های ناکار آمد در حال تغییر اند ، همه مردم میدانند که دقیقا از آینده چه میخواهند حتی حسین شریعتمداری ، کرباسچی در طی یک حرکت جوگیرانه طرح احداث بزرگراه های متقاطع در تمامی ایران را ارائه داده است . محمد علی ابطحی پس از شنیدن خبر افزایش سرعت اینترنت در حد استاندارد های جهانی حدود 1 ماه است که در بیمارستان به سر میبرد ، کروبی تا به حال 3 بار در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان غش کرده است .
آخرین باری که گشت های ارشاد دیده شده اند 3 سال پیش بود و بعد از آن گشت ارشادی وجود ندارد ولی مردم هنوز گاهی اوقات بی دلیل بازداشت میشوند و میرحسین و عماد دین و عباس و شیرین و ... خیلی ناراحت میشوند و کاری میکنند ...

رئیس جمهور محسن رضایی :
 دولت در سایه است و خبر خاصی از رئیس جمهور در دست نیست . مردم بد زندگی نمیکنند . خیلی از مشکلات اقتصادی حل شده است ، دانشجوها فعالیت کرده و غیب میشوند ، البته اکثرا به سرعت ظاهر میشوند .
گشت ارشاد هم سلام میرساند ...

پینوشت :
1 - این مطلب قبل از انتخابات (ره) در نشریه "طلوع اندیشه" با اندکی "افزایش" مطالب توسط هیئت تحریریه از آن ور بام سانسور افتاده به چاپ رسیده است. این متن اصلی بدون سانسور(!) است.

   


نظرات()   

اینجا من می نویسم

داستان ها ،مقالات،مینیمال ها، طنز ها و نظرات شخصی من ...

Creative Commons License