حاکمیت رای اکثریت،تعریفی از دموکراسی در ذهن خیلی از آدم ها،تعریفی که کامل نیست،گرچه قسمتی از تعریف دموکراسی را شامل می شود ولی "البته" ای با خود به همراه دارد که در تکلم چند جمله ای بیش نیست و درعمل موجب فرقی به بزرگی دیکتاتوری و دموکراسی می شود .
با یک مثال شروع می کنیم،فرض کنید در دهکده ای بیش از نیمی از مردم از اجرای یک پروژه سود می برند،اگر بخواهیم ازهرکس مبلغی بابت این طرح بگیریم،کسی حاضر نمی شود پولی پرداخت کند،چون آن دسته که سودی نمی برند،نیازی نمی بینند که پولی پرداخت کنند و آن دسته که ذی نفع هستند نمی توانند به تنهایی از عهده تامین نیاز مالی پروژه برآیند. از طرفی شاید در آینده کسانی که پولی پرداخت نکرده اند از این پروژه سودی ببرند یا کسانی که هزینه پرداخت کرده اند به دلایلی سودی عایدشان نشود.
اگر در این دهکده رای گیری کنیم و فرض کنیم همه از قضیه به نحوه مطلوبی آگاهند و همه شرکت می کنند،بیش از نیمی،یعنی حداقل نصف به علاوه یک نفر به اجرای پروژه رای خواهند داد و پروژه تصویت خواهد شد. ولی هزینه مالی لازم برای اجرا از محل مالیاتی که همه ساکنین می دهند پرداخت خواهد شد،به عبارتی دیگر هزینه اجرای پروژه را،همه،حتی کسانی که نفعی نمی برند خواهند پرداخت.اینجا همان نکته ظریفی است که فرق بین "دموکراسی" و "نظر اکثریت" را آشکار می کند.
شمشیر دو لبه:
در خیلی از تصمیمات،مثل تصمیمات درعملیات نظامی یا پروژه ای اقتصادی نظر اکثریت بهترین و در برخی موارد تنها راه تصمیم گیری است،برای مثال در یک عملیات نظامی وقتی اکثریت فرماندهان به یک تاکتیک خاص رای می دهند،آن دسته از فرماندهان که نظر دیگری داشتند باید تابع نظر اکثریت باشند و کار را به بهترین شکل انجام دهند گرچه به آن اعتقادی ندارند.
سوال اینجاست که آیا اکثریت همیشه بهترین تصمیم را می گیرد؟ خیر!ممکن است همین عملیات نظامی که مثال زدیم شکست بخورد.بگذارید از جنبه دیگری نگاه کنیم،دشمن در حال پیش روی در خاک کشور است اگر در این مثال کثرت گرایی حاکم می بود یعنی کسی تسلیم نظر اکثریت نمی شد و نظر خودش را ارائه می کرد،عملیاتی صورت نمی گرفت که حال ما روی شکست خوردن یا پیروز شدنش بحث کنیم و کشور تسخیر می شد.
اما در حوزه های دیگری که در واقع باید صحنه تعارض بین نظر ها باشد،نظر اکثریت تبدیل می شود به "دیکتاتوری اکثریت" .
دیکتاتوری همه گیر :
در تعریف دمکراسی باید گفت: "حاکمیت رای اکثریت به گونه ای که اقلیت یا همان مخالفین همواره تریبون یا صدایی به رسایی صدای صاحبان قدرت داشته باشند و این یعنی آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات. افرادی که در انتخابات پیروز نشده اند در جایگاه مخالفت یا معادل فرانسوی اش اپوزوسیون قرار می گیرند،این افراد همواره برای کسب نظر اکثریث با نگاهی نقادانه و پرسشگر به تصمیمات قشر در قدرت می نگرند و به دنبال فساد احتمالی افرادی هستند که در قدرت اند.در دموکراسی،مخالفان یا اپوزوسیون،نهادی قانونی و بلافصل از بدنه سیاسی کشور اند که به صورت احزاب فعالیت دارند.دامنه فعالیت های هر دو قشر بگونه ای است که حقوق بشر را زیر پا نگذارند."
وقتی در یک مسئله نظری یا سیاسی که ذاتا عرصه ای برای تعارض نظرات است دیکتاتوری اکثریت حاکم شود،به این معنا که اقلیت مجبور به قبول نظر کسانی شوند که با هر روشی (که مورد بحث ما نیست) توانسته اند نظر اکثریت را با خود همراه کنند و ملزم شوند نظرشان را با نظر آن ها یکسان کنند،به طور منطقی جایگاه نقادی و تعارض آرا برچیده خواهد شد و فضای سیاسی فضایی یک دست و موافق با کسانی خواهد بود که با نظر اکثریت به قدرت رسیده اند.در نتیجه نه کسی خواهد بود که در صورت خطا یا فساد صاحبان قدرت که با رای اکثریت به قدرت رسیده اند، اکثریت را آگاه کند و از تکرار اشتباه اکثریت جلوگیری کند و نه کسی خواهد بود که تصمیمات قشر در قدرت را نقد کند و این کار را با دقتی انجام دهد که هیچ نقادی از داخل قدرت نمی توانست انجام دهد (می پرسید چرا ؟ واضح است،چون اپوزوسیون خود به دنبال کسب نظر اکثریت است و برای این هم که شده کوچک ترین فساد را افشا خواهد کرد و کم ترین عواقب رو گوشزد خواهد نمود)
پس مردم از خطا های دولت مردانشان بی اطلاع خواهند ماند و دولت مردان نیز از نقایص کارشان و این تازه آغاز کار بود ، چنین فضایی ذاتا فساد زا است،وقتی کسی نباشد که همواره به دنبال ضعف و فساد بگردد،ضعف ها بهترین شرایط را برای انسان ها ایجاد می کنند که با انگیزه های مالی یا جاه طلبانه دست به کارهایی بزنند که ظاهرا در قانون ممنوع اند ولی عملا ناظری نیست که براجرایشان نظارت کند.در واقع شاید ناظرانی حضور داشته باشند اما انگیزه ای وجود ندارد که آن ها را به نظارت دقیق و موشکافانه تشویق کند.
هیچ بقالی ماستش را ترش نمی خواند ، قشری که در قدرت است همواره می کوشد که در قدرت بماند،چون مخالفی نیست که نقدی کند پس صدای قشر در قدرت همیشه می گوید همه چیز خوب است این بدان معناست که اطلاعات و واقعیات به صورت آزاد جریان نمی یابند. زیرا کسی نیست که بیانشان کند و قشر در قدرت که صدای مطلق را در جامعه داراست نمی خواهد اطلاعاتی که علیه اش است جریان بیابد.
پی نوشت :
1 - قالب جدید وبلاگ !
2 - و بخوانید قاعده بازی ، از وبلاگ مولتی مینیمالیست !
3 - نتیجه ی نظر سنجی وبلاگ که با شرکت 29 نفر انجام شده است . برداشت شما از این آمار آزاد است .
4 - در نظر سنجی جدید وبلاگ حتما شرکت کنید ،
در سمت راست وبلاگ می توانید این نظر سنجی را مشاهده کنید
- آیا ما نیاز مند کسی بودیم که حقوق بشر را برایمان تعریف کند ؟
- خیر در واقع ما نیازمند کسی هستیم که آن را رعایت کند!
- یعنی حقوق بشر رعایت نمی شود ؟
- خیر،چند سالی است رسم شده برای حل کردن هر مسئله ای صورتش را به شکل دلخواه عوض می کنند !
- این روش اعجاب انگیز ابداع کیست ؟
- [ گوینده و شنونده به شکلی دلخواه عوض می شوند! ]
پی نوشت :
1 - خیلی روش خوبی است به جان خودم ! ببینید بیکاران که بیشتر از شاغلان شوند ، اسمشان را عوض می کنیم همه چیز حل است . تورم که بالا برود ، معیار سنجش را از کالاهای اساسی به زرد چوبه و از این قبیل چیز ها تغییر می دهیم باز همه چیز حل است !
2 - اندرزگوی گرامی سلام ! علیرضا چطور است؟سورنا حالش خوب است ؟ سلام برسان و بدان که بنده به طرز دلخواهی تغییر کردم!
3 - رنگ پرچم ایران را ... شما ! نکند پرچم هم مشکلی پیش آورده ؟
- برچسب ها:حقوق بشر ،حقوق زن ،حقوق اقلیت ها ،مینیمال ،حقوق شهروندی ،حقوق زندانیان ،
"... دوست من اول باید ثابت بكنم كه اسلام مجازات اعدام رو تایید كرده بعد نحوه اون رو هم بیان میكنم:
مهرداد عزیز، برای اینكه یك مساله دینی را در آیین اسلام پیدا كنیم منبع اصلی و اول ما قرآن هست كه این كتاب نزد تمام مذاهب وفرق اسلامی تایید شده وكسی كه مسلمان است آنرا قبول دارد .در همین كتاب شریف چندین آیه به صراحت حكم قصاص ومجازات اعدام را بیان كرده اند من متن این آیات را با آدرس آن برای مینویسم:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ «178»بقره
وَلَكُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «179»بقره
ترجمه این دو ایه:
اى اهل ایمان ! در مورد كشته شدگان بر شما قصاص مقرّر و لازم شده : آزاد در برابر آزاد ، برده در برابر برده ، زن در برابر زن . پس كسى كه [ مرتكب قتل شده چنانچه ] از سوى برادر [ دینى ]اش [ كه ولىِّ مقتول است ] مورد چیزى از عفو قرار گرفت [ كه به جاى قصاص ، دیه و خون بها پرداخت شود ] پس پیروى از روش شایسته و پسندیده [ نسبت به وضع مادى قاتل بر عهده عفو كننده است ] ، و پرداخت دیه و خون بها با نیكویى و خوش رویى [ بر عهده قاتل است ] . این [ حكم ] تخفیف و رحمتى است از سوى پروردگارتان ; پس هر كه بعد از عفو ، تجاوز كند [ و به قصاص قاتل برخیزد ] براى او عذابى دردناك است . « 178» اى صاحبان خرد! براى شما در قصاص مایه زندگى است ، باشد كه [ از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعى ] بپرهیزید . « 179 «
قسمت دوم پاسخ:
درباره قصاص ونحوه آن میفرماید:
الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ «194»بقره
ماه حرام در برابر ماه حرام است [ اگر دشمن حرمت آن را رعایت نكرد و با شما در آن جنگید ، شما هم براى حفظ كیان خود در همان ماه با او بجنگید . ] و همه حرمت ها داراى قصاص اند . پس هر كه بر شما تعدّى كرد ، شما هم به مثل آن بر او تعدّى كنید ، و از خدا پروا نمایید ، و بدانید كه خدا با پروا پیشگان است . « 194»بقره
وَكَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «45»مائده
و ما در تورات بر بنى اسرائیل لازم و مقرّر داشتیم كه [در قانون قصاص ] جان در برابر جان ، و چشم در مقابل چشم ، و بینى به عوض بینى ، و گوش به جاى گوش ، و دندان در برابر دندان ، و زخم ها را قصاصى است . و هر كه از آن قصاص گذشت كند ، پس آن گذشت كفّاره اى براى [ خطاها و معاصىِ ] اوست . و آنان كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده داورى نكنند ، هم اینانند كه ستمكارند . « 45»مائده
برادر بزرگوار چنانكه میبینی نص صریح قرآن اینست كه « أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»جان در مقابل جان والبته این حرف را نه از روی وحشی گری بلكه از باب اینكه در واقع قصاص برای دیگران حیات آور است بیان میكند ومی فرماید:«ولكم فی القصاص حیاة» بله وقتی حكم قصاصی هست واجرا میشود افراد لاابالی كه از كشتن دیگران ابایی ندارند از ترس جان خود به دیگران آسیب نمیرسانند واگر هم برسانند شرع جامعه را ازلوث وجود او میرهاند والبته قصاص وقتی تاثیر گذار است كه جلوی چشم همه باشد وهمگان آنرا ببینند ونقل بكنند .
قسمت سوم:
در ضمن با وجود همه اینها اسلام باز افراد را تشویق به عفو گذشت میكند واجر انها را محفوظ میداند وكفاره گناهانشان میكند پس در كل اسلام قصاص را حق میداند ولی سفارش به گذشت هم میكند كه این سفارش یك امر ارشادیست نه حتمی ولازم الاجرا.
حال تو خود حدیث مفصل گیر از این مجمل
والسلام
به امان خدا "
ابتدا باید معذرت بخوام به خاطر این که جواب دادن من اندکی به درازا کشید.امتحان داشتم و درگیر مسائل دیگه بودم .
جواب خودم رو در دو قسمت جداگانه و مستقل به نگارش در آوردم و سعی کردم لب مطلب رو ارائه بدم.
قسمت اول ( از لحاظ دینی) :
اگر در قسمتی از آیه ای که شما مثال زدید "... آزاد در برابر آزاد ، برده در برابر برده ، زن در برابر زن...." و نیز در آیاتی که در زیر ذکر می کنم دقت کنیم :
" وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ
أوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ.
و آنان که شرمگاه خود را نگه می دارند؛ جز بر همسران یا کنیزان خویش ... سوره مومنون آیات 5 و 6 "
" ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ یَقْدِرُ عَلَى شَیْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ یُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ.
خدا برده زر خریدی را مثل می زند که هیچ قدرتی ندارد... سوره نحل آیه 72 "
" ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ
أَیْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِی مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِیهِ سَوَاء
تَخَافُونَهُمْ كَخِیفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ
لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ.
برای شما از خودتان مثلی می آورد : مگر بندگانتان در آنچه به شما روزی ،
داده ایم با شما شریک هستند تا در مال با شما برابر باشند ... سوره روم
آیه 28 "
" وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ.
و کسانی که شرمگاه خویش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان یا کنیزانشان ، که در این حال ملامتی بر آنها نیست... سوره معارج آیه 29 و 30 "
و همچنین ببینید آیات : سوره نساء آیه 36، سوره نور آیه 31،سوره احزاب آیه 50، سوره بقره آیه 221، سوره البلد آیات 12 و 13، سوره مائده آیه 89، سوره احزاب آیه 55، سوره نور آیه 33
در تمامی این آیات ، در نص صریح قرآن کریم از برده و کنیز سخن به میان آمده و در بسیاری از این آیات برده داری تلویحا پذیرفته شده و حتی احکامی در رابطه با بردگان فرموده شده است . آیا وجود برده داری در نص صریح قرآن کریم دال بر لزوم دایر شدن برده داری در شرایط و زمان حاضر است ؟ آیا در زمانی که برده داری به طور کلی منسوخ شده و بازار برده فروشان برچیده گشته ، حال که برده داری یکی از مزموم ترین کارهاست ، برده فروشان به عنوان ظالم ترین افراد به دادگاه قضاوت تاریخ سپرده شده اند و این رسم توسط تمامی انسان ها با هر دینی مذموم و مطرود است ، دایر شدن دوباره چنین کار مذموم و زشتی به بهانه وجود در نص قرآن کریم توجیه پذیر است ؟ گمان نمی کنم نه شما و نه استادان گران قدرتان و نیز تمامی مردم دیگر طرفدار دایر شدن نظام ارباب و برده باشند !
یکی از امتیازات ویژه اسلام و به خصوص مذهب شیعی بهره بردن از علمای زمان به عنوان فقهایی است که در مواجهه با مسائل و شرایط روز می توانند احکام اسلام را به اقتضای زمان تنظیم کنند.البته بدیهی است که اصول دین و یا فروعات اساسی مثل نماز در هیچ زمانی و توسط هیچ فقیهی قابل تعطیل یا تغییر نیست.تعدد مراجع و فقها ضامن این موضوع است که بر ارکان دین ضربه ای وارد نشود. با پذیرش این شرایط و با پذیرش این واقعیت که اعدام نیز مثل برده داری یکی از ارکان دین رحمت و عدالت نیست . در شرایط کنونی که اعدام به مانند برده داری در تمامی جهان و در نزد تمامی انسان ها با هر دینی در حال تبدیل شدن به امری زشت و به دور از انسانیت است ، به مانند برده داری می توان با نظر فقها و مراجع زمان این رسم
(و نه اصل) را با توجه به شرایط زمان به گونه دیگری از مجازات مانند حبس ابد تبدیل کرد .
با توجه به مثال بالا این توجیه اعدام به این بهانه که در نص صریح قرآن کریم آمده است غیر قابل استناد است .
قسمت دوم ( از لحاظ غیر دینی):
ذات و نفس کشتن انسان ها امری زشت و مذموم است . چه قاتل یک انسان دیگر باشد و چه یک ساز و کار حکومتی و قضایی،با این نگرش ، اعدام نه تنها یک عمل عدالت طلبانه نیست که نوعی باز آفرینش خشونت لقب می گیرد . در اعدام بیشتر وجه انتقام دیده می شود تا وجه نظم گرایی و کوشش برای برقراری نظم و امنیت در جامعه ، وقتی به بهانه یک جرم سیاسی مجازاتی مانند اعدام اجرا می شود ، دست صاحبان قدرت باز است با تمای مخالفان خود را حذف کنند و این مجازات که به ظاهر برای ایجاد عدالت پیش بینی شده است تبدیل به ابزاری برای تمامیت خواهی عده ای خواهد شد که به دلایل مختلف در طول تاریخ دست به اعدام مخالفان خود زده اند .
برخی اظهار می دارند که ترس از مجازات اعدام یا همان ترس از مرگ باعث کنترل جامعه و کاهش نرخ جنایت می شود ، تحقیات و داده های آماری نشان می دهد مطلقا این گونه نیست!
"در ۲۰۰۵ میلادی، میزان قتل (قتل عمدی، قتل عمدی بدون قصد قبلی، قتل غیرعمدی، قتل جنین) در کانادا ۲٫۰ مورد در ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بود و مجازات قتل در کانادا حبس ابد بدون آزادی مشروط تا 25 سال است."
"در ایران در سال 1381 خورشیدی ، 8.44 قتل عمد به ازای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بود و مجازات قتل در ایران اعدام است "
پس اعدام در واقع تاثیری در کنترل جامعه ندارد و تنها باز آفرینی خشونت (آن هم به وسیله دولت) است . عقلا هیچ دلیل و منفعتی در اجرای حکم اعدام وجود ندارد . در قرون اخیر با افزایش روز افزون سطح آگاهی شهروندان جهان و گسترش وسایل ارتباط جمعی و با مطرح شدن نظریات جدید در باب حقوق بشر ، اعدام در حال برچیده شدن از قوانین جزایی کشور های جهان است .
پی نوشت :
0 - هفته هاست که خبری از علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی در دست نیست.
1 - درخصوص حوادث پس از انتخابات ؛ دادسرای تهران خبر داد: 9 نفر محکوم به اعدام / 2 نفر اعدام شدند
- برچسب ها:اعدام ،دین ،قرآن ،اعدام در آیات ،ضد اعدام ،یادداشت شخصی ،حقوق ،حقوق بشر ،علیه اعدام ،علیرضا فیروزی ،سورنا هاشمی ،برده داری ،برده ،کنیز ،اسلام ،نرخ اعدام ،کانادا ،ایران ،خشونت ،نساء ،نور ،احزاب ،بقره ،البلد ،مائده ،توجیه ،
- دنبالک ها:قتل (ویکی) ،
تبلیغات
