تبلیغات
تحفه الشمس - مطالب اردیبهشت 1389
جمعه 10 اردیبهشت 1389  06:08 ب.ظ    ویرایش: جمعه 10 اردیبهشت 1389 07:01 ب.ظ
نوع مطلب: مقالات ،

 حاکمیت رای اکثریت،تعریفی از دموکراسی در ذهن خیلی از آدم ها،تعریفی که کامل نیست،گرچه قسمتی از تعریف دموکراسی را شامل می شود ولی "البته" ای با خود به همراه دارد که در تکلم چند جمله ای بیش نیست و درعمل موجب فرقی به بزرگی دیکتاتوری و دموکراسی می شود .
با  یک مثال شروع می کنیم،فرض کنید در دهکده ای بیش از نیمی از مردم از اجرای یک پروژه سود می برند،اگر بخواهیم ازهرکس مبلغی بابت این طرح بگیریم،کسی حاضر نمی شود پولی پرداخت کند،چون آن دسته که سودی نمی برند،نیازی نمی بینند که پولی پرداخت کنند و آن دسته که ذی نفع هستند نمی توانند به تنهایی از عهده تامین نیاز مالی پروژه برآیند. از طرفی شاید در آینده کسانی که پولی پرداخت نکرده اند از این پروژه سودی ببرند یا کسانی که هزینه پرداخت کرده اند به دلایلی سودی عایدشان نشود.
اگر در این دهکده رای گیری کنیم و فرض کنیم همه از قضیه به نحوه مطلوبی آگاهند و همه شرکت می کنند،بیش از نیمی،یعنی حداقل نصف به علاوه یک نفر به اجرای پروژه رای خواهند داد و پروژه تصویت خواهد شد. ولی هزینه مالی لازم برای اجرا از محل مالیاتی که همه ساکنین می دهند پرداخت خواهد شد،به عبارتی دیگر هزینه اجرای پروژه را،همه،حتی کسانی که نفعی نمی برند خواهند پرداخت.اینجا همان نکته ظریفی است که فرق بین "دموکراسی" و "نظر اکثریت" را آشکار می کند.
شمشیر دو لبه:
 در خیلی از تصمیمات،مثل تصمیمات درعملیات نظامی یا پروژه ای اقتصادی نظر اکثریت بهترین و در برخی موارد تنها راه تصمیم گیری است،برای مثال در یک عملیات نظامی وقتی اکثریت فرماندهان به یک تاکتیک خاص رای می دهند،آن دسته از فرماندهان که نظر دیگری داشتند باید تابع نظر اکثریت باشند و کار را به بهترین شکل انجام دهند گرچه به آن اعتقادی ندارند.
سوال اینجاست که آیا اکثریت همیشه بهترین تصمیم را می گیرد؟ خیر!ممکن است همین عملیات نظامی که مثال زدیم شکست بخورد.بگذارید از جنبه دیگری نگاه کنیم،دشمن در حال پیش روی در خاک کشور است اگر در این مثال کثرت گرایی حاکم می بود یعنی کسی تسلیم نظر اکثریت نمی شد و نظر خودش را ارائه می کرد،عملیاتی صورت نمی گرفت که حال ما روی شکست خوردن یا پیروز شدنش بحث کنیم و کشور تسخیر می شد.
اما در حوزه های دیگری که در واقع باید صحنه تعارض بین نظر ها باشد،نظر اکثریت تبدیل می شود به "دیکتاتوری اکثریت" .
دیکتاتوری همه گیر :
 در تعریف دمکراسی باید گفت: "حاکمیت رای اکثریت به گونه ای که اقلیت یا همان مخالفین همواره تریبون یا صدایی به رسایی صدای صاحبان قدرت داشته باشند و این یعنی آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات. افرادی که در انتخابات پیروز نشده اند در جایگاه مخالفت یا معادل فرانسوی اش اپوزوسیون قرار می گیرند،این افراد همواره برای کسب نظر اکثریث با نگاهی نقادانه و پرسشگر به تصمیمات قشر در قدرت می نگرند و به دنبال فساد احتمالی افرادی هستند که در قدرت اند.در دموکراسی،مخالفان یا اپوزوسیون،نهادی قانونی و بلافصل از بدنه سیاسی کشور اند که به صورت احزاب فعالیت دارند.دامنه فعالیت های هر دو قشر بگونه ای است که حقوق بشر را زیر پا نگذارند."
وقتی در یک مسئله نظری یا سیاسی که ذاتا عرصه ای برای تعارض نظرات است دیکتاتوری اکثریت حاکم شود،به این معنا که اقلیت مجبور به قبول نظر کسانی شوند که با هر روشی (که مورد بحث ما نیست) توانسته اند نظر اکثریت را با خود همراه کنند و ملزم شوند نظرشان را با نظر آن ها یکسان کنند،به طور منطقی جایگاه نقادی و تعارض آرا برچیده خواهد شد و فضای سیاسی فضایی یک دست و موافق با کسانی خواهد بود که با نظر اکثریت به قدرت رسیده اند.در نتیجه نه کسی خواهد بود که در صورت خطا یا فساد صاحبان قدرت که با رای اکثریت به قدرت رسیده اند، اکثریت را آگاه کند و از تکرار اشتباه اکثریت جلوگیری کند و نه کسی خواهد بود که تصمیمات قشر در قدرت را نقد کند و این کار را با دقتی انجام دهد که هیچ نقادی از داخل قدرت نمی توانست انجام دهد (می پرسید چرا ؟ واضح است،چون اپوزوسیون خود به دنبال کسب نظر اکثریت است و برای این هم که شده کوچک ترین فساد را افشا خواهد کرد و کم ترین عواقب رو گوشزد خواهد نمود)
پس مردم از خطا های دولت مردانشان بی اطلاع خواهند ماند و دولت مردان نیز از نقایص کارشان و این تازه آغاز کار بود ، چنین فضایی ذاتا فساد زا است،وقتی کسی نباشد که همواره به دنبال ضعف و فساد بگردد،ضعف ها بهترین شرایط را برای انسان ها ایجاد می کنند که با انگیزه های مالی یا جاه طلبانه دست به کارهایی بزنند که ظاهرا در قانون ممنوع اند ولی عملا ناظری نیست که براجرایشان نظارت کند.در واقع شاید ناظرانی حضور داشته باشند اما انگیزه ای وجود ندارد که آن ها را به نظارت دقیق و موشکافانه تشویق کند.
هیچ بقالی ماستش را ترش نمی خواند ، قشری که در قدرت است همواره می کوشد که در قدرت بماند،چون مخالفی نیست که نقدی کند پس صدای قشر در قدرت همیشه می گوید همه چیز خوب است این بدان معناست که اطلاعات و واقعیات به صورت آزاد جریان نمی یابند. زیرا کسی نیست که بیانشان کند و قشر در قدرت که صدای مطلق را در جامعه داراست نمی خواهد اطلاعاتی که علیه اش است جریان بیابد.

پی نوشت :
1 - قالب جدید وبلاگ !
2 - و بخوانید قاعده بازی ، از وبلاگ مولتی مینیمالیست !
3 - نتیجه ی نظر سنجی وبلاگ که با شرکت 29 نفر انجام شده است . برداشت شما از این آمار آزاد است .
4 - در نظر سنجی جدید وبلاگ حتما شرکت کنید ،
     در سمت راست وبلاگ می توانید این نظر سنجی را مشاهده کنید

   


نظرات()   
پنجشنبه 2 اردیبهشت 1389  04:55 ب.ظ    ویرایش: جمعه 10 اردیبهشت 1389 06:14 ب.ظ
نوع مطلب: یاداشت های شخصی ،

" خرخر نفسهای من اما انگار
به مزاج خیلی ها خوش نمی آید.
شرمنده تمام مزاحمت هایم. " (+)


خاک ایران عزیزم مدیون همین نفس های شماست،نفس هاتون جاودان.
صدایت لالایی فرزندان این بوم و بر ...
اما من هم فرزند همین آب و خاکم،نیستم ؟
قربان صدای نفس هات شوم، مگر نه این که فردا را برای من نگه داشتی ؟
پس به من بسپارش،خود آسوده باش ،جاودان مرد ایران ...

پی نوشت :
1 - دست همه جانبازان و آزادگان ایران را به گرمی می فشرم و برای همه اشان آرزوی سلامتی دارم.
2 - اول اردیبهشت ،روز گرامی داشت سعدی ، استاد سخن .
3 - حمیده خیر آبادی در گذشت، یادش گرامی
4 -  عطاء الله جنگوک، نوازنده برجسته تار و سه‌تار درگذشت .

   


نظرات()   

تحفه الشمس

داستان ها ،مقالات،مینیمال ها، طنز ها و نظرات شخصی من ...
Creative Commons License