دوشنبه 30 آذر 1388  12:25 ب.ظ    ویرایش: جمعه 11 دی 1388 04:03 ق.ظ
نوع مطلب: مینیمال ،

  یـکی حر می شود ...
تو حرمله نباش ، این را تاریخ می گوید نه من ...

پی نوشت ها :
1 - در ذکر مناقب ما همین بس که مردم به امید خواندن دادستان های **سی و طرز تهیه سوپ جنین !وارد وبلاگمان می شوند !
2 - حرمله شدی! این را هم تاریخ گفت نه من .

   


نظرات()   
شنبه 28 آذر 1388  05:20 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 29 آذر 1388 06:59 ق.ظ
نوع مطلب: مقالات ،


مردی با یک چاقو وارد خانه می شود ، زنی را که در واقع یکی از اعضای خانواده اش است به فجیع ترین شکل ممکن و جلوی چشم همه آدم های داخل خانه - که ممکن است کودک هم باشند- می کشد، بعد به خیابان می دود و با خوشحالی قاتل بودنش را در خیابان فریاد می کشد، سپس شاد و سر مست از این دست آورد! همراه خانواده به اداره پلیس می رود و خود را معرفی می کند، جالب تر آن که در راه اداره پلیس همه خانواده او را تحسین می کنند، زن ها برایش کل می کشند و مرد ها تیر هوایی شلیک می کنند... فکر کردید دارید سناریوی یک فیلم "آبگوشتی" را می خوانید ؟
اشتباه می کنید، این قضیه اتفاق افتاده است.در همین خوزستان خودمان ! و داستان آنجا جالب می شود که بدانید قبل از این جنایت هولناک "مرد" های فامیل دور بزرگ خانواده جمع شده اند و قرعه کشی کرده اند تا این افتخار به کدامشان برسد !

افتخار پاک کردن لکه ننگ یا وقتی خون آبرو می خرد :

" قتلهای ناموسی به قتل زنان یا دختران یک خانواده به دست مردان خویشاوندشان گفته می شود که به دلایلی همچون روابط نامشروع، تجاوز جنسی به آنان، طلاق گرفتن و حتی گاهی به دلیل رد ازدواج های اجباری فامیلی توسط زنان، صورت می گیرد. کشته شدن چنین زنانی، تاثری ایجاد نمی کند و حتی گاهی گفته می شود که حق آنها بوده است... قاتلی که خواهر سی و یک ساله خود را با چاقو کشته است و هم اکنون در زندان بسر می برد می گوید: وقتی لکه ننگی در خانواده از سوی دختر یا زن ایجاد می شود نمی توانیم به سادگی از این موضوع بگذریم و تنها را ه حل، کشتن اوست زیرا با کشتن اوست که ننگ شسته می شود و گرنه باید یک عمر با ننگ و عار زندگی کرد ."
جالب است بدانید در تمامی این وقایع، قاتل به اشد مجازات پیش بینی شده در قوانین – که متاسفانه در ایران اعدام است- نمی رسد ، چون اولیا دم مقتول همان هایی هستند که با جشن و پایکوبی قاتل را بدرقه کرده اند! بدیهی است که اولیا دم در همان لحظات اول رضایت خود را اعلام می کنند و طبق قانون دادرسی کیفری وقتی قاتل شاکی خصوصی نداشته باشد دولت قاتل را به سه تا هفت سال حبس محکوم می کند که مجازات سنگینی نیست .

ساختار های اجتماعی :

در خانواده های سنتی ایران ، زن به عنوان ناموس مرد تلقی می شود و عفت و پاکدامنی زن به منزله آبروی خانواده شناحته می شود، حتی برخی اوقات نا فرمانی کردن از دستور مردان خانواده بی عفتی تعبیر می شود، نتیجه آن که آن طور که قبلا هم ذکر شد، حتی رد ازدواج های اجباری از طرف یک زن هم می تواند به بی آبرویی یک خانواده منجر شود! متاسفانه برای این‌که فردی قربانی قتل‌های ناموسی شود، فقط این‌که گمان برده شود او آبروی خانواده را خدشه‌دار کرده، کافی‌ است .

قتل های ناموسی شدید ترین شکل خشونت علیه زنان :


"جنایت‌های ناموسی صورتی از خشونت علیه زنان محسوب می‌شوند. بر اساس آمار صندوق جمعیت سازمان ملل، سالانه حدود ۵۰۰۰ زن در قتل‌های ناموسی کشته می‌شوند. بیشتر آنها ساکن غرب آسیا، شمال آفریقا و بخش‌هایی از جنوب آسیا هستند. فقط در سال ۱۹۹۹ حداقل ۱۰۰۰ زن به این شکل در پاکستان به قتل رسیدند.لازم به ذکر است این‌گونه قتل‌ها که مجازات ننگین کردن آبروی خانواده محسوب می‌شود، بیشتر در کشورهای آسیایی و در حال توسعه اتفاق می‌افتد.تحقیقات در دانشگاه اینونو نشان می‌دهد در طول ۷ سال اخیر پرونده ۳۰۰ قتل ناموسی در ترکیه وجود داشته‌است. بسیاری از این قتل‌ها در مناطق کردنشین ترکیه اتفاق افتاده‌است. این پژوهش نشان می‌دهد با بالا رفتن مجازات قتل ناموسی، بسیاری از زنان توسط خویشاوندان خود وادار به خودکشی شده‌اند.بیشتر قاتلان نیز پسران جوان خانواده هستند که در صورت دستگیری مجازات کمتری برایشان منظور می‌شود. "
اگر به آمار توجه کنید در می یابید که قتل های ناموسی بیشتر در نواحی اتفاق می افتد که از لحاظ فرهنگی جزء مناطق فقیر دنیا به حساب می آیند.با این که آمار دقیقی از قتل های ناموسی در ایران در دست نیست، با توجه به آمار غیر رسمی و اخبار انتشار یافته می توان گفت در کشور ما نیز این گونه قتل ها در مناطق مرزی و دور افتاده ، در حاشیه شهرها و در نواحی که هنوز سیستم قبیله ای حکم فرماست بیشتر اتفاق می افتد.

خشونت ضرب در دو :

در بعضی موارد به سبب بافت فرهنگی خاص، سوء استفاده‌ها و تجاوزهای جنسی علیه دختران به دلیل شرم بیان نمی‌شود تا هم دختران مورد آزارهای روحی و عاطفی و بعضا جسمی‌ بیشتر پدران و برادران قرار نگیرند و هم این‌که از نظر اجتماعی وجهه خود را از دست ندهند. شاید در غیر این صورت آمار قتل دختران و خواهران به مراتب بیشتر بود.

راه حل های زیادی برای این مشکل بزرگ ارائه داده شده است از جمله بالا بردن مجازات قتل ناموسی ، ولی همان طور که اشاره شد، این راه حل نه تنها باعث از بین نرفتن این مشکل نشده است بلکه باعث شده عملا هیج مجازاتی روی قاتل واقعی انجام نشود و یا مشکل تبدیل به یک مشکل بغرنج دیگر شود که همان احکام سنگین قضایی برای افراد زیر سن مسولیت کیفری* است.
تنها راه عملی و موثر، آموزش خانواده ها و کودکان با استفاده از همه امکانات از جمله آموزش و پرورش و رسانه های گروهی فراگیر مثل تلویزیون است.
باید این باور در همه افراد ایجاد شود که گرفتن جان هر انسانی به هر دلیل کاری زشت و وحشیانه است و این دلیل هرچقدر هم که در نظر افراد یا عرف جامعه با ارزش به نظر برسد، هیچگاه ارزشمند تر از جان یک انسان نخواهد بود.
توضیح:
* - سن مسئولیت کیفری بر اساس معاهدات بین المللی 18 سال است(تنها برای مجازات اعدام) که متاسفانه در ایران رعایت نمی شود .

پی نوشت ها:
1 – به تازگی نوع دیگر و شاید بدتری از خشونت علیه زنان در کشور پاکستان شیوع یافته ،این خشونت پاشیدن اسید بر روی صورت زنان است،این جنایت به دلایل بسیار بی اهمیت تری نظیر آرایش کردن یا عدم رعایت حجاب توسط زنان نیز اتفاق می افتد که از این حیث بسیار وحشتناک تر و خطر ناک تر از قتل های ناموسی نیز می تواند باشد.
2 – این مطلب برای انتشار در نشریه دانشگاهی "طلوع اندیشه " ارسال شده است ،لطفا در صورت استفاده از این مطلب حتما نام منبع و لینک مطلب را قرار دهید .
3 – منابع استفاده شده در این مطلب : تابناک ، بانک مقالات روان شناسی ، رادیو فردا
4 - بر اساس کنوانسیون حقوق کودکان سن مسئولیت کیفری خاصی پیش بینی نشده است. البته مجازات اعدام برای افرادی که در زمان وقوع جرم زیر 18 سال سن داشته اند را ممنوع اعلام کرده است.

   


نظرات()   
جمعه 20 آذر 1388  11:24 ب.ظ    ویرایش: جمعه 20 آذر 1388 11:35 ب.ظ
نوع مطلب: طنز ها ،

مجید توکلی با لباس زنانه دستگیر شد ! آقایان البسه شخصی اصلا از سلیقه تان خوشم نیامد. چه لباسی بود که تن مجید بیچاره کرده بودید ؟ لااقل می گذاشتید ریش هایش را سه تیغ می کرد ! آخر کدام آدم عاقلی را دیده اید که بخواهد با لباس زنانه فرار کند و ته ریش بگذارد ! و از طرفی کجا فرار کند ؟ وقتی آمار تا هفت جد و آباء اش را پیش پیش در آورده اید.
حتما می خواهید بگویید یک دفعه ای پیش آمد ؟ مجیدی که روزهای زیادی را در انفرادی بوده از ترس بازداشت به سرش زد با لباس زنانه فرار کند . نیست که شما اصلا با زن ها کاری ندارید ! قبول، پس یک بانوی محجبه هم باید آن دور و برها می بود که لباس مجید تنش باشد دیگر ! لباس زنانه از آسمان نمی بارد که ! اگر هم مجید اینقدر وقت داشته که برود لباس زنانه بخرد و بپوشد ، اینقدر هم وقت داشته که فرار کند و برای فرار لباس زنانه نپوشد! حالا آن خانم کجاست ؟ البته معلوم است که می توانید یک آدم دیگر را بیاورید به همه نشان دهید آن هم با لباس مجید ، ولی مسلما آن آدم با حجاب بوده و با این حال حاضر شده برای فرار مجید لباس اش را با او عوض کند، می بینید؟ به همین سادگی معلوم می شود که حتی بین قشر مذهبی هم طرفدار ندارید. نگویید مجید به زور این کار را کرده که اگر کرده بود الان 20:30 خبرش را پاس می داد به خبر 21 و شبکه خبر 24 ساعت زیر نویسش می کرد از آن طرف هم تا یک هفته تیتر همه روزنامه های طرفدارتان همین بود .
حالا از این بحث بگذریم ، فعلا 63 درصد هم برای شما !
- مثل اینکه جدیدا دانشگاه ها ورودی 16 آذر هم می گیرند ! رشته گرامی داشت روز دانشجو با گرایش بسیج . ما که بخیل نیستیم ، خودمان هم حاصل بپذیرش بی حد و حساب دانشگاه ها در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژادیم ، البته دلیل نمی شود که ما را دانشجو حساب نکنید ! ما هم حق داشتیم وارد سالن شویم ، مثل ورودی های 16 آذر ،ولی نشدیم ، یعنی نگذاشتند ، عکس های یادگاری اشان را هم انداختند،ولی الحق و الانصاف حرکتتان از همتایانتان در سر در پنجاه تومنی متمدنانه تر بود. "این حرکت خوبی است !"
فکر کرده بودند مردم از پشت پرده های 3 متری که جلوی دانشگاه کشیده بودند حقیقت را نمی بینند .چه طنزی از این بالاتر !
- نمی دانم این معاونت فرهنگی دانشگاه چرا احساس شورای صنفی بودن کرده است،یا شاید هم نهاد دیگری احساس شورای صنفی بودن پیدا کرده که با معاونت فرهنگی در میان گذاشته که برگزاری مراسم گرامی داشت روز دانشجو را از نهاد های دانشجویی می گیرد و خودش یک تنه و البته تنهایی ! برنامه گرامی داشت اجرا می کند ؟به آن دسته از معاونین محترم که نمی دانند معاون کجا هستند اعلام می داریم که اینجا دانشگاه است.
- رئیس محترم دانشگاه هم گویا اصلا علاقه ای به دانشگاه ندارد ، شاید به دانشجو ها حساسیت دارد که سعی می کند اینقدر از دانشجو ها دور بماند . به هر حال تا آنجا که من اطلاع دارم ایشان تا به حال به دعوت هیج نهاد دانشجویی پاسخی نداده اند.
- سورنا هاشمی ، علیرضا فیروزی و بهرام واحدی در پرونده ای که در دادگاه با شکایت جناب آقای دکتر مددی برایشان باز شده بود به ترتیب به 1.5 و 1.5 و 1 سال زندان محکوم شده اند . البته گویا آقای مددی به وکیلشان قول داده که رضایت بدهد ، خداوند در بهشت با هرکسی که خواست محشورش کند !
- گویا آقای احمدی نژاد در اصفهان گفته اند که مدرک دارند که آمریکایی ها می خواهند جلوی ظهور امام زمان را بگیرند. یک تکه ای از کتاب های دینی یادم آمد که می گفت "تعیین کنندگان وقت دروغ گویند"... یادش بخیر! حالا گویا دوست خوب همه ما وقتش را که می دانند که هیچ ، حتی می دانند کسانی دارند تلاش می کنند که این اتفاق نیفتد .
- خدا علی کردان را بیامرزد ! با این که جان به جان آفرین تسلیم کرد ، ولی دم مرگش هم با آن وصیت نامه اش اصرار داشت که مدرکش واقعی است . آدم دورغ بگوید بدینسان !
- وقتی وارد سالن الغدیر شدیم و یار دبستانی خواندیم ، متوجه نکته ای شدم ،اگر دقت کرده باشید "یار دبستانی من" انتها ندارد.

پی نوشت :
1 - این مطلب برای چاپ در نشریه دانشگاه ارسال خواهد شد .
2 - اندرز گویان عزیز ، لطفا خونسردی خود را حفظ کنید .
3 - سورنا هاشمی آزاد شد و حکمش یک سال و نیم بیشتر شد!
4 - من بی تو ، تو بی تا !

   


نظرات()   
سه شنبه 10 آذر 1388  07:24 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 25 آذر 1388 08:56 ب.ظ
نوع مطلب: طنز ها ،

گویا جناب آقای مهندس (کاغذ پاره است) ضرغامی ، ریاست محترم صدا و سیمای ملت غیور طی یک اظهار نظر انقلابی اعلام فرموده اند :

با توجه به اقدام انقلابی مهندس ضرغامی و در راستای حمایت از تمامی اصناف کشور، طی یک طرح جامع هدف مند ، نظر اقشار مختلف جامعه در مورد زنان را جویا شدیم که برای اجرایی شدن هرچه سریع تر و بدون بررسی بیشتر، خدمت هیئت محترم دولت خدمت گزار ارائه می گردد :
نظرات به ترتیب نزدیکی به محل زندگی شخص مصاحبه کننده :
بقال ( فروشنده خوار و بار) :
زنان نباید برای خرید به خوار و بار فروشی بیایند و اگر به اضطرار مجبور به خرید شوند ، مبلغ کالای خریداری شده را نقد بپردازند، زیرا دین مالی یک زن به مرد خوب نیست قباحت دارد و باعث ترویج فساد و فحشا می شود .

نجار :
زنان برای مراجعه به نجار نیاز با اذن شوهر و تمامی جد و آباء شان دارند ، زنان نباید سفارش کار بدهند ، چون این کار باعث ایجاد نوعی هم حسی می شود که ممکن است تحریک کننده باشد .
قصاب:
دیدن گوشت برای زنان خوب نیست (دلیلش هم به شما مربوط نیست)، در مواقع اضطراری برای خرید از قصابی ابتدا ضیغه محرمیت جاری شود یا اگر زن محصنه است ، شوهرش باید برای خرید اقدام کند یا رضایت نامه کتبی از شوهرش بگیرد با مهر دادگاه و قاضی کشیک به همراه باطل کردن تمبر به مبلغ %5 مبلغ کل خرید.
راننده تاکسی:
زنان باید طوری وارد تاکسی شوند که توجه راننده را جلب نکنند ،طوری که مثلا راننده نگوید زنی وارد تاکسی ام شده است. چون فضای کوچک و بسته ممکن است موجب به حرام افتادن شود . زنان نباید موقع پرداخت کرایه حرف بزنند و باید کرایه شان را به سمت راننده پرت کنند . در صورتی که مردی کنار زنی در تاکسی بنشیند باید تا آخرین لحظه حضور زن در تاکسی هر دو دست هاشان را طوری بالا نگه دارند که راننده از آینه ببیند . اگر زنی روی صندلی جلو نشست ، راننده تاکسی تا پیاده شدن زن باید هر دو دستش را طوری بلند کند که همه مسافران ببینند.
پزشک :
زنان باید تنها نزد پزشک زن بروند ، تنها وقتی ترس از مرگ بیمار یا قطع عضو است دکتر پزشک با اجازه کتبی پدر ، شوهر(اگر محصنه است) ، عمو ، پسر عمو ، پسر دایی ، برادر و جد پدری می تواند ویزیت کند ، اگر هر کدام از افراد ذکر شده به هر دلیل ( اعم از مرگ یا عدم وجود از همان ابتدا) قادر به امضا نباشند ، باید یک نماینده از دادستانی شهر مربوطه با اجازه دادگاه رضایت دهد.
کلید ساز:
چه معنا دارد زن کلید بخواهد ؟ اذن ورود و خروج زن از خانه به عهده ولی اوست.
بیکار :
خیلی خوب است فقط وقتش را بیشتر کنید.
مرکز فروش فیلم و نرم افزار:
بهتر است زن برای حفظ عفت عمومی و حراست از کانون خانواده ، نام فیلم هایی که ممکن است موجب ارتباط صمیمی تر شود را تغییر دهد ، برای مثال به جای درباره الی بگوید : درباره نادر . یا به جای وقتی همه خوابیم بگوید : "وقتی گشت ارشاد بیدار است" یا به جای "دو زن " بگوید : "دو دلاور" ، یا به جای "دیو و دلبر" از "دیو و رستم" استفاده کند.

پی نوشت:
1 – قضیه ما قضیه در گوشه ابوعطا خواندن قورباغه است ، توی یک رود که آبش سر بالا می رود !
3 – اندرز گو،جنبه داشته باش!

   


نظرات()   
یکشنبه 1 آذر 1388  05:57 ب.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: داستان ها ،

سخت ترین کار دنیا این است که چیزی را که خودت ساختی خراب کنی ، آن هم چیزی را که سالها چنان با جان دل خشت هایش را روی هم چیدی، حالا خیلی از خودت محکم تر است ، وای به آن روز که جنسش از عشق باشد .
میدانم برایت مشکل است عزیزم ، اگر بیش از تو رنج نکشم کم تر از تو نخواهم کشید . یادت باشد من هم پا به پای تو این بنا را ساختم ، چه خاطره ها که با هم نداریم ، هر لحظه اش برای من خاطره ای بدیع بوده و هست .
ولی عزیز دلم ، چگونه حقیقت را پشت عشق به این زلالی پنهان کنیم ؟ من و تو برای هم ساخته نشده بودیم ، این چشمه زلال به بیابان جاریست و آخر هم جز خاک خشک ترک خورده ، مثل لب هایم،اثری باقی نخواهد گذاشت.
 نه تو شبیه منی و نه من شبیه تو ، حرف یک روز و دو روز که نیست ، حساب سالهاست .
میدانم که میخواهی بغض کنی با چشم های معصومت به چشمهام خیره شوی ، ولی حقیقت تلخ است. این جمله معروف لعنتی که سالهاست میخواهیم از چنگش بگریزیم و نمیتوانیم .
چه بگویم ؟ مرا زشت نهاد بپندار ، اگر آرام میشوی ، فکر کن بازی ات داده ام ، بگذار آدم بد قصه باشم ، اگر آرام میشوی .
فکر کن به وصال هم رسیدیم ، یک روز ، یک ماه ، روزی میرسید که تضاد به هردو ما دهن کجی میکرد ، آنوقت تو هم ممکن بود به تقصیر آلوده شوی ، من تحمل این یکی را ندارم  نمیتوانم ببینم تو هم مقصری ، بگذار این یکی را من بردارم و با خود ببرم ، هرچه ماند برای تو ...
تو هم اگر مرا دوست میداری برو ، برو و به من فکر نکن ، برو و و زندگی ات را بساز ، خوشبختی تو خوشبختی من است ، اگر کمک خواستی کمکت خواهم کرد ، درست مثل یک برادر ، یا نمیدانم، هرچه تو اسمش را بگذاری ...

این جملات را وقتی میگفت که یکی داشت از پیله در می آمد ، یکی هم میمرد ، یکی هم به خیال آزادی از رحم مادر فرار میکرد .
حرف هایش که تمام شد با کلافگی به اطراف نگاه کرد ، بغض همه جا را گرفته بود حتی آینه روی دیوار را . این کلمات را نه برای تسلی دادن ادا کرد و نه برای توجیه کردن ، فقط میخواست درست ترین اشتباه دنیا را  با مراسم درخورش اجرا کرده باشد.
بعد از اندکی تامل ، در حالی که صدای هق هق آرامی می آمد، بلند شد ، صورت حساب را پرداخت کرد و رفت.
حالا میخواهی اسمش را عقل بگذار یا حماقت .

پی نوشت ها :

1 - این داستان به نام خود بنده برای انتشارات سخن گستر فرستاده شده و در صورت تائیید چاپ خواهد شد ، در آن صورت تمامی حقوق مولف و انتشارات محفوظ است . در غیر این صورت کپی با ذکر منبع مجاز میباشد .

2 - این متن در تاریخ دهم شهریور 1388 نوشته شده است ، به تازگی اینجا انتقال دادم ، قبلا اینجا بود

   


نظرات()   

اینجا من می نویسم

داستان ها ،مقالات،مینیمال ها، طنز ها و نظرات شخصی من ...

Creative Commons License