چهارشنبه 21 بهمن 1388  12:25 ق.ظ    ویرایش: چهارشنبه 21 بهمن 1388 04:21 ب.ظ
نوع مطلب: مینیمال ،

- عمو زنجیر باف ، عمو زنجیر باف ...
- [ عمو زنجیر باف زنجیر های نصفه نیمه را رها کرده و سرش را در میان دستانش گرفته است ]

پی نوشت :
0 - و اما ... علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی ، در زندان اوین هستند !
1 - در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید.
2 - به عنوان یک لیبرال ، از گروهک منافقین متنفرم ! تروریست ها !

   


نظرات()   
پنجشنبه 15 بهمن 1388  12:00 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 15 بهمن 1388 12:04 ق.ظ

های عشق من ، کجایی حالا که حال من بدتر از همه مجنون هاست ... پی خود؟بی اعتنا؟ مثل خروار ها لیلی دیگر این بازی بزرگ ؟ همان ها که بعد از مرگ مجنون هاشان، فقط محض لیلی ماندن خودکشی می کنند؟ تو اینگونه مباش ، تو اهل سرزمین لیلیکان نیستی ،آنجا،در سرزمین تو،کوه پدر آدم هاست،آنجا همه حرف هاشان بوی مهربانی می دهد.کهکشانی است ، خودت که می دانی ...

   


نظرات()   
شنبه 10 بهمن 1388  09:06 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 11 بهمن 1388 09:54 ق.ظ
نوع مطلب: مینیمال ،

- عمو زنجیر باف ... عمو زنجیرباف ... عمووووو زنجیر باف ! الو ...
[ عمو زنجیر باف مشغول بافتن زنجیر است،این روزها سرش خیلی شلوغ است ]

پی نوشت :
0 - علیرضا و سورنا هاشمی را آزاد کنید
1 - برادر من ، به حساب خودت برس تا به حسابت نرسیدن ...
2 - جناب اندرزگو ، جان مادرت این جمله را به علیرضا بگو ، بگو مهرداد کماکان توجیه است!
3 - سرعت پست دادنم بالا رفته ، نگرانم !

   


نظرات()   
جمعه 9 بهمن 1388  11:10 ب.ظ    ویرایش: شنبه 10 بهمن 1388 03:29 ب.ظ
نوع مطلب: مینیمال ،

در مخیله ام  نمی گنجد کسی که وبلاگ دارد و مینیمال می نویسد روزی بچه دار شود !
همان طور که هنوز فلسفه چاپ برچسب "جدید" روی محصول نوستالژیکی مثل پفک نمکی را نفهمیدم!

پی نوشت :
1 - به همین خاطر است که حتی به ازدواج فکر هم نمی کنم !
2 - اگر کشتن آدم ها موثر بود که انقلاب پیروز نمی شد، کمی عقل هم خوب است!

   


نظرات()   
جمعه 9 بهمن 1388  10:39 ب.ظ    ویرایش: جمعه 9 بهمن 1388 10:56 ب.ظ
نوع مطلب: مینیمال ،

برنامه تلویزیونی در مورد کشته شدگان تصادفات رانندگی:

- من (...) فرزند مرحوم (...) دارای 1 مادر و 4 خواهر هستم !
- خوب بفرمایید زندگی تون چطور می گذره ... بعد از تصادف پدرتون .
- من و مادر و خواهر هام ! دچار یک مدل! مشکلاتی شدیم ...
- [ کانال را عوض کرده ام و همچنان به "دارای یک مادر" فکر می کنم ...]

پی نوشت :
0 - علیرضا و سورنا ، نزدیک به یک ماه است که خبری از آن ها در دست نیست.
1 - قانون زمانی خشک و بدون انعطاف اجرا می شود که به ضرر تو باشد.
2 - خون پاک شدنی نیست . نریز!
3 - توصیه می کنم مطالب قبل (+ و +) را بخونید .

   


نظرات()   
جمعه 9 بهمن 1388  01:34 ق.ظ    ویرایش: جمعه 9 بهمن 1388 01:50 ق.ظ
نوع مطلب: یاداشت های شخصی ،

"... دوست من اول باید ثابت بكنم كه اسلام مجازات اعدام رو تایید كرده بعد نحوه اون رو هم بیان میكنم:
مهرداد عزیز، برای اینكه یك مساله دینی را در آیین اسلام پیدا كنیم منبع اصلی و اول ما قرآن هست كه این كتاب نزد تمام مذاهب وفرق اسلامی تایید شده وكسی كه مسلمان است آنرا قبول دارد .در همین كتاب شریف چندین آیه به صراحت حكم قصاص ومجازات اعدام را بیان كرده اند من متن این آیات را با آدرس آن برای مینویسم:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ «178»بقره
وَلَكُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «179»بقره
ترجمه این دو ایه:
اى اهل ایمان ! در مورد كشته شدگان بر شما قصاص مقرّر و لازم شده : آزاد در برابر آزاد ، برده در برابر برده ، زن در برابر زن . پس كسى كه [ مرتكب قتل شده چنانچه ] از سوى برادر [ دینى ]اش [ كه ولىِّ مقتول است ] مورد چیزى از عفو قرار گرفت [ كه به جاى قصاص ، دیه و خون بها پرداخت شود ] پس پیروى از روش شایسته و پسندیده [ نسبت به وضع مادى قاتل بر عهده عفو كننده است ] ، و پرداخت دیه و خون بها با نیكویى و خوش رویى [ بر عهده قاتل است ] . این [ حكم ] تخفیف و رحمتى است از سوى پروردگارتان ; پس هر كه بعد از عفو ، تجاوز كند [ و به قصاص قاتل برخیزد ] براى او عذابى دردناك است . « 178» اى صاحبان خرد! براى شما در قصاص مایه زندگى است ، باشد كه [ از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعى ] بپرهیزید . « 179  «
قسمت دوم پاسخ:
درباره قصاص ونحوه آن میفرماید:
الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ «194»بقره
ماه حرام در برابر ماه حرام است [ اگر دشمن حرمت آن را رعایت نكرد و با شما در آن جنگید ، شما هم براى حفظ كیان خود در همان ماه با او بجنگید . ] و همه حرمت ها داراى قصاص اند . پس هر كه بر شما تعدّى كرد ، شما هم به مثل آن بر او تعدّى كنید ، و از خدا پروا نمایید ، و بدانید كه خدا با پروا پیشگان است . « 194»بقره

وَكَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «45»مائده
و ما در تورات بر بنى اسرائیل لازم و مقرّر داشتیم كه [در قانون قصاص ] جان در برابر جان ، و چشم در مقابل چشم ، و بینى به عوض بینى ، و گوش به جاى گوش ، و دندان در برابر دندان ، و زخم ها را قصاصى است . و هر كه از آن قصاص گذشت كند ، پس آن گذشت كفّاره اى براى [ خطاها و معاصىِ ] اوست . و آنان كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده داورى نكنند ، هم اینانند كه ستمكارند . « 45»مائده
برادر بزرگوار چنانكه میبینی نص صریح قرآن اینست كه « أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»جان در مقابل جان والبته این حرف را نه از روی وحشی گری بلكه از باب اینكه در واقع قصاص برای دیگران حیات آور است بیان میكند ومی فرماید:«ولكم فی القصاص حیاة» بله وقتی حكم قصاصی هست واجرا میشود افراد لاابالی كه از كشتن دیگران ابایی ندارند از ترس جان خود به دیگران آسیب نمیرسانند واگر هم برسانند شرع جامعه را ازلوث وجود او میرهاند والبته قصاص وقتی تاثیر گذار است كه جلوی چشم همه باشد وهمگان آنرا ببینند ونقل بكنند .
قسمت سوم:
در ضمن با وجود همه اینها اسلام باز افراد را تشویق به عفو گذشت میكند واجر انها را محفوظ میداند وكفاره گناهانشان میكند پس در كل اسلام قصاص را حق میداند ولی سفارش به گذشت هم میكند كه این سفارش یك امر ارشادیست نه حتمی ولازم الاجرا.
حال تو خود حدیث مفصل گیر از این مجمل
والسلام
به امان خدا "

 ابتدا باید معذرت بخوام به خاطر این که جواب دادن من اندکی به درازا کشید.امتحان داشتم و درگیر مسائل دیگه بودم  .
جواب خودم رو در دو قسمت جداگانه و مستقل به نگارش در آوردم و سعی کردم لب مطلب رو ارائه بدم.

قسمت اول ( از لحاظ دینی) :

اگر در قسمتی از آیه ای که شما مثال زدید "... آزاد در برابر آزاد ، برده در برابر برده ، زن در برابر زن...." و نیز در آیاتی که در زیر ذکر می کنم دقت کنیم :

" وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ.
و آنان که شرمگاه خود را نگه می دارند؛ جز بر همسران یا کنیزان خویش ... سوره مومنون آیات 5 و 6 "
" ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ یَقْدِرُ عَلَى شَیْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ یُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ.
خدا برده زر خریدی را مثل می زند که هیچ قدرتی ندارد... سوره نحل آیه 72 "
" ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِی مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِیهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِیفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ.
برای شما از خودتان مثلی می آورد : مگر بندگانتان در آنچه به شما روزی ، داده ایم با شما شریک هستند تا در مال با شما برابر باشند ... سوره روم آیه 28 "
" وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ.
و کسانی که شرمگاه خویش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان یا کنیزانشان ، که در این حال ملامتی بر آنها نیست... سوره معارج آیه 29 و 30 "

و همچنین ببینید آیات : سوره نساء آیه 36، سوره نور آیه 31،سوره احزاب آیه 50، سوره بقره آیه 221، سوره البلد آیات 12 و 13، سوره مائده آیه 89، سوره احزاب آیه 55، سوره نور آیه 33

در تمامی این آیات ، در نص صریح قرآن کریم از برده و کنیز سخن به میان آمده و در بسیاری از این آیات برده داری تلویحا پذیرفته شده و حتی احکامی در رابطه با بردگان فرموده شده است . آیا وجود برده داری در نص صریح قرآن کریم دال بر لزوم دایر شدن برده داری در شرایط و زمان حاضر است ؟ آیا در زمانی که برده داری به طور کلی منسوخ شده و بازار برده فروشان برچیده گشته ، حال که برده داری یکی از مزموم ترین کارهاست ، برده فروشان به عنوان ظالم ترین افراد به دادگاه قضاوت تاریخ سپرده شده اند و این رسم توسط تمامی انسان ها با هر دینی مذموم و مطرود است ، دایر شدن دوباره چنین کار مذموم و زشتی به بهانه وجود در نص قرآن کریم توجیه پذیر است ؟ گمان نمی کنم نه شما و نه استادان گران قدرتان و نیز تمامی مردم دیگر طرفدار دایر شدن نظام ارباب و برده باشند !
یکی از امتیازات ویژه اسلام و به خصوص مذهب شیعی بهره بردن از علمای زمان به عنوان فقهایی است که در مواجهه با مسائل و شرایط روز می توانند احکام اسلام را به اقتضای زمان تنظیم کنند.البته بدیهی است که اصول دین و یا فروعات اساسی مثل نماز در هیچ زمانی و توسط هیچ فقیهی قابل تعطیل یا تغییر نیست.تعدد مراجع و فقها ضامن این موضوع است که بر ارکان دین ضربه ای وارد نشود. با پذیرش این شرایط و با پذیرش این واقعیت که اعدام نیز مثل برده داری یکی از ارکان دین رحمت و عدالت نیست . در شرایط کنونی که اعدام به مانند برده داری در تمامی جهان و در نزد تمامی انسان ها با هر دینی در حال تبدیل شدن به امری زشت و به دور از انسانیت است ، به مانند برده داری می توان با نظر فقها و مراجع زمان این رسم
(و نه اصل) را با توجه به شرایط زمان به گونه دیگری از مجازات مانند حبس ابد تبدیل کرد .
با توجه به مثال بالا این توجیه اعدام به این بهانه که در نص صریح قرآن کریم آمده است غیر قابل استناد است .


قسمت دوم ( از لحاظ غیر دینی):
ذات و نفس کشتن انسان ها امری زشت و مذموم است . چه قاتل یک انسان دیگر باشد و چه یک ساز و کار حکومتی و قضایی،با این نگرش ، اعدام نه تنها یک عمل عدالت طلبانه نیست که نوعی باز آفرینش خشونت لقب می گیرد . در اعدام بیشتر وجه انتقام دیده می شود تا وجه نظم گرایی و کوشش برای برقراری نظم و امنیت در جامعه ، وقتی به بهانه یک جرم سیاسی مجازاتی مانند اعدام اجرا می شود ، دست صاحبان قدرت باز است با تمای مخالفان خود را حذف کنند و این مجازات که به ظاهر برای ایجاد عدالت پیش بینی شده است تبدیل به ابزاری برای تمامیت خواهی عده ای خواهد شد که به دلایل مختلف در طول تاریخ دست به اعدام مخالفان خود زده اند .
برخی اظهار می دارند که ترس از مجازات اعدام یا همان ترس از مرگ باعث کنترل جامعه  و کاهش نرخ جنایت می شود ، تحقیات و داده های آماری نشان می دهد مطلقا این گونه نیست!

"در ۲۰۰۵ میلادی، میزان قتل (قتل عمدی، قتل عمدی بدون قصد قبلی، قتل غیرعمدی، قتل جنین) در کانادا ۲٫۰ مورد در ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بود و مجازات قتل در کانادا حبس ابد بدون آزادی مشروط تا 25 سال است."

"در ایران در سال 1381 خورشیدی ، 8.44 قتل عمد به ازای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بود و مجازات قتل در ایران اعدام است "

پس اعدام در واقع تاثیری در کنترل جامعه ندارد و تنها باز آفرینی خشونت (آن هم به وسیله دولت) است . عقلا هیچ دلیل و منفعتی در اجرای حکم اعدام وجود ندارد . در قرون اخیر با افزایش روز افزون سطح آگاهی شهروندان جهان و گسترش وسایل ارتباط جمعی و با مطرح شدن نظریات جدید در باب حقوق بشر ، اعدام در حال برچیده شدن از قوانین جزایی کشور های جهان است .

 پی نوشت :
 0 - هفته هاست که خبری از علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی در دست نیست.
 1 - درخصوص حوادث پس از انتخابات ؛ دادسرای تهران خبر داد: 9 نفر محکوم به اعدام / 2 نفر اعدام شدند

   


نظرات()   
شنبه 3 بهمن 1388  04:53 ب.ظ    ویرایش: شنبه 3 بهمن 1388 05:32 ب.ظ
نوع مطلب: یاداشت های شخصی ،

ممنونم که به وبلاگم سر زدی،بسیار خوشحال شدم که انسانی که طور دیگه ای فکر میکنه مطالبم رو می خونه و بسیار خوشحال تر شدم وقتی فهمیدم روحانی هستید . در زمینه بی طرفانه (!) بودن اندیشه هام باید گفت که تنها انسان های بی اندیشه هستند که بی طرف اند.نظر من بی طرفانه نیست و اعتقاد دارم اگر اندیشه ای دارم دلیل بر حق بودن من نیست،حقیقت نزد "من و مخالف من" است و هردو باید بتوانیم بگوییم تا حقیقت آشکار شود.
البته به نظر نمی رسه شما اینطور فکر کنید .
و اما سوالاتی که در پست قبل در قسمت نظرات مطرح کردید:
" منظورت رو از این پستت نفهمیدم اما پست قبلیت اشكالات زیادی داره از جمله اینكه نقش قوانین الهی در مجازات اعدام چیست؟آیا قوانینی به نام قوانین الهی را قبول دارید ؟آیا به صرف دردناك بودن چیزی و از روی احساسات میشود در جامعه قانونگذاری كرد؟ ... "

بگذارید اولین سوالتون رو با پست خودتون جواب بدم ، پستی داشتید به نام "من به خدا اعتقاد ندارم!" که به نوعی همون جواب منتسب به امام صادق در برابر کسانی بود که فرایض دینی رو کارهایی عبث می پنداشتند . این جواب در عین درستی تنها به اون دسته از قوانین الهی قابل تعمیم است که در حیطه فردی باشند و نه اجتماعی ، بسیار بدیهی است که شما نمی تونید بگید من یک نفر رو سنگسار می کنم و یا اعدامش می کنم ، حالا یا خدا هست که به سعادت می رسم و یا نیست که چیزی رو از دست ندادم ! درحالی که شما حق زندگی رو از یک انسان دیگر گرفتی .
و اما در مورد اینکه به قوانین الهی و اعدام ارتباط دارند ، من گمان می کنم این حرف شما که چون مجازات اعدام در قرآن پیش بینی شده باید انجام بشه و راهی جز این نیست بیشتر شبیه پنهان شدن در بین نص قرآن باشه ، من یک مسلمانم و خوب می دونم در دین اسلام هیچ مقوله ای چون عف و رحمت توصیه شده نیست. شما نباید نص قرآن را به نفع دیدگاه خودتون مصادره کنید .
و از طرفی حتی اگر حرف شما درست باشه (که حتما باید مجازات اعدام انجام بشه چون تو نص قرآن هست) که عمیقا معتقدم درست نیست،دلیلی نمی بینم که این مجازات حتما دردناک باشه .
آیا به صرف دردناك بودن چیزی و از روی احساسات می شود در جامعه قانونگذاری كرد؟
خیر،اگر مطلب من رو دقیقا مطالعه کرده باشید ، در بحث های حقوقی صرف سلب حیات مجازات است و درد و رنج جان دادن مجازاتی است مضاعف که از لحاظ عقلایی اصل "تناسب میان جرم و مجازات" را نقض می کند .
در مورد مجازات سنگسار خیلی از مراجع تقلید رای به این دادن که در شرایط حاضر این عمل تنها باعث زیر سوال قرار گرفتن اسلام و مسلمین می شه ، پس نباید اجرا بشه ، آیا درست است تنها قرائت خودتون از اسلام رو به عنوان قرائت ناب از اسلام بدونید؟ آیا عقلانی است که خودتون را صاحب تمام حقیقت بدونید ؟ آیا بهتر نیست همه افکار رو صاحبی از بخشی از حقیقت بدونیم ، بدون تهدید به اعدام و زندانی کردن حرف همه رو بشنویم . آیا انسان ها یا هم کیش ما نیستند و یا در آفرینش با ما یکسان ؟
حال به سوال های من جواب بدید:
1-    اعدام در ملاء عام که باعث بردن آبروی فرد و خانواده اعدامی می شود و مستقیما اصل شخصی بودن مجازات رو زیر سوال می برد رو چطور توجیه می کنید ؟ حتی اگر یک انسان شنیع ترین کار در ذهن شما رو انجام بده ، آیا دلیلی هست که خانواده و آشنایان اون فرد بی آبرو بشه؟
2-    آیا استانداردهای بی درد اعدام تناقضی با اسلام دارد که هنوز از اعدام های دردناک و زجر آور استفاده می شود ؟

ببخشید اگر زبانم گنگ است و نتونستم نظرم رو خوب برسونم ...

   


نظرات()   
  • کل صفحات:6  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  •   

اینجا من می نویسم

داستان ها ،مقالات،مینیمال ها، طنز ها و نظرات شخصی من ...

Creative Commons License